مشکلات روحی ناشی از ناتوانی در تامین نیازهای اولیه، مسائل مالی، شغل، تهیه مسکن و…باعث شده تا میزان افسردگی در جامعه افزایش پیدا کند. افراد مبتلا به این عارضه قادر به کنترل زندگی شخصی خود و اتفاقات محیط پیرامون نخواهند بود. این افراد تمایل خود برای انجام کارهای مورد علاقیشان که از آن لذت می برند را از دست می دهند.

باید افسردگی را جدی گرفت و از آن بعنوان یک بیماری یاد کرد که اگر به موقع تشخیص ودرمان نشود می تواند بسیار خطرناک باشد این جاست که مشاوره ی روانشناسی می تواند در بازگشت فرد به زندگی بسیار موثر باشد.

یک مشاور افسردگی ابتدا علت افسردگی را ریشه یابی می کند و پس از آن اقدام به درمان می کند. تشخیص نوع افسردگی و تمییز دادن آن ها از یکدیگر تنها توسط یک مشاور امکان پذیر است. در ادامه به توضیح کامل افسردگی و تاثیر مشاوره ی افسردگی بر درمان می پردازیم.

blank

متاسفانه افسردگی در بین برخی افراد بیماری تلقی نمی شود و علت این سهل انگاری عدم آگاهی نسبت به این بیماری است معمولا افراد با جدی نگرفتن و اقدام به تجویزهای درمانی خودسرانه سعی در حل مشکل دارند این درحالی است که تنها شرایط درمان و بهبود را سخت تر می کنند.

افسردگی می تواند مانند یک ویروس مسری خیلی خطرناک عمل کند و کل اعضای یک خانواده، شرکت یا جامعه ای را به راحتی درگیر کند. افسردگی انواع مختلفی دارد و راه های درمان آن در هر فرد بسته به نوع افسردگی ومیزان آن می تواند متفاوت باشد به همین علت تنها مشاور می تواند بهترین راه درمان را تشخیص دهد.

مشاوران معتقدند زمانی می توان گرفت فردی مبتلا به افسردگی است که هر یک از علائم ذکر شده در زیر را به مدت طولانی و مستمر داشته باشد در غیر اینصورت داشتن این علائم برای مدتی کوتاهی نشانه ی افسردگی نخواهد بود، اگر فردی هریک از نشانه های زیر را برای مدت طولانی و مستمر داشته باشد باید به یک مشاور مراجعه کند.

    • خستگی
    • بیقراری
    • گوشه گیری و انزوا
    • بدبینی و ناامیدی
    • تحریک پذیری
    • فکر و یا اقدام به خود کشی
    • احساس گناه، بی ارزش بودن و درماندگی
    • عدم تمرکز، یادآوری جزئیات و تصمیم گیری ها
    • ادامه دار بودن حس غم، اضطراب و پوچی
    • خوردن بیش از حد غذا یا از دست دادن اشتها
    • مشکلات گوارشی که بدون دریافت درمان بهبود نمی یابند.
    • بی خوابی، بیدار ماندن تا اوایل صبح، یا خوابیدن بیش از اندازه
    • از دست دادن علاقه نسبت به اموری که قبلا لذت بخش بوده است.
    • درد ها، ناراحتی ها، سردردها یا گرفتگی های عضلانی که خوب نمی شوند.

سروتونین و نوراپی نفرین دو انتقال دهنده عصبی به شمار می روند که در ابتلای افراد به افسردگی دخیل هستند زمانی که فرد به افسردگی مبتلا می شود میزان سرتونین و نوراپی نفرین کاهش پیدا می کند در این میان داروهای ضد افسردگی، انتقال دهنده‌های عصبی مغز را تعدیل و متناسب می‌کنند این داروها مانع از جذب شدن مجدد این انتقال دهنده‌های عصبی در مغز شده و مقدار در دسترس بودن آن‌ها را افزایش می‌دهند.برای آگاهی از تاثیر گوشه گیری در افسردگی این مقاله را بخوانید.

blank
blank

درمان افسردگی با دارو یکی از روش هایی است که با تشخیص مشاور ممکن است تجویز شود این داروها به 5 دسته اصلی تقسیم می شوند.

  • داروهای سه حلقه ای
  • ضد افسردگی های چند حلقه ای
  • بازدارنده های اختصاصی بازجذب سرتونین
  • بازدارنده های منو آمین اکسیداز
  • کتامین

الف- داروهای سه حلقه ای (TCAs)

این داروها جز قدیمی‌ترین داروهای ضد افسردگی محسوب می شوند. گروهی از داروها هستند که هم زمان از بازجذب سروتونین و نوراپی نفرین در مغز جلوگیری کرده و به این ترتیب باعث بالا رفتن سطوح این مواد در مغز می‌شوند

ب- بازدارنده های اختصاصی بازجذب سرتونین (SSRIs )

بازدارنده های باز جذب سروتونین باعث افزایش سروتونین در مغز می شود،در واقع مهارکنندها گیرنده های سروتونینی خاصی در مغز هستند از جمله داروهای نفازودن و ترازودن. 

برخی از داروهای افسردگی عبارتند از:

ج-  ضد افسردگی های چند حلقه ای

داروهای ضد افسردگی چند حلقه ای به 3 دسته جداگانه تقسیم می شوند دسته اول ، داروهایی هستند که همزمان مانع از جذب سروتونین و نوراپی نفرین در مغز می شوند. دسته دوم،مهارکننده هایی خاص در مغز هستند و دسته سوم داروهای متفرقه هستند. 

د- بازدارنده های منو آمین اکسیداز (MAOI)

این بازدارنده ساختاری شبیه به آمفتامین ها دارد که عملکردی مشابه داروهای سه حلقه ای دارد. تحقیقات نشان داده استفاده از این داروها عوارض های بیشماری را به همراه دارد به همین علت پزشکان معمولا از تجویز این داروها برای بیماران خود اجتناب می کنند و آن را به عنوان آخرین راه حل درمانی انتخاب می کنند.

ه- کتامین

این دارو در دسته ضد افسردگی ها قرار دارد و بخاطر عوارض جانی بالایی که دارد در درمان افسردگی چندان کاربرد ندارد. کتامین بیشتر برای بیهوشی از طریق بو و یا استنشاق استفاده می شود اما به صورت تزریقی هم وجود دارد در صورت تزریق وریدی(داخل رگ) تاثیر آن تا بیش از یک هفته باقی می‌ماند. مصرف این دارو می‌تواند موجب گسست از واقعیت، ایجاد تغییراتی در ادراک، احساس سرخوشی مفرط، بروز توهم و هذیان شود.

blank

افسردگی از جمله بیماری هایی است که اگر بموقع به آن رسیدگی نشود می تواند بسیار خطرناک باشد به طور تقریبی می توان گفت زنان دوبرابر مردان دچار افسردگی می شوند. عواملی از قبیل بی عدالتی جنسیتی ،اختلالات ژنتیکی، تغییرات طبیعی هورمونی، مشکلات قبل از قاعدگی، دوران یائسگی و بارداری از مهمترین عوامل ایجاد افسردگی در زنان به شمار می روند.

از جمله نشانه های افسردگی در زنان که بسیار مشهود است می توان به کاهش اشتها، گریه های بی دلیل، احساس ضعف و ناتوانی، لذت نبردن ازانجام کارهای مورد علاقه و احساس غم وموارد بسیار دیگر اشاره کرد. برای آشنایی بیشتر می توانید مقاله ی افسردگی در زنان را مطالعه کنید.

افسردگی هم یک نوع از بیماری است  و بدون شک راه حل هایی برای درمان آن وجود از جمله :

  • شناسایی دقیق مسائل ناراحت کننده و استرس زا
  • تغییر دیدگاه نسبت به محیط پیرامونی
  • تغییر رویه رفتار روزمره
  • ورزش کردن مناسب با سن
  • تقویت روابط اجتماعی در اسرع وقت
  • نگرش معناگرا
  • دارو درمانی با تجویز پزشک متخصص

یکی از راه حل ها درمان افسردگی دارو است این روش زمانی توسط پزشک تجویز می شود که بیمار در شرایط حادی قرار گرفته باشد و تجویز دارو اجتناب ناپذیر باشد یعنی با روش روان درمانی امکان بهبود وجود نداشته باشد. استفاده از داروهای افسردگی می تواند با عوارض و تداخل دارویی همراه باشد که مشکلات بیشتری را برای فرد بیمار فراهم کند، هنگام تجویز دارو، پزشک باید از شرایط بیمار خود کاملا مطلع باشد تا بتواند آگاهانه تر عمل کند.

در این بین روزانه بر تعداد مادران افسرده افزوده می شود وزمانی که مادر افسرده است ناخودآگاه  توجه اش نسبت همسر و فرزندان کمتر می شود و نمی تواند بر روی تربیت فرزندان خود کنترلی داشته باشد از طرفی افسردگی شبیه به یک بیماری مسری است که می تواند اطرافیان فرد را هم مبتلا کند. برای اطلاعات بیشتر در مورد شناخت مادر افسرده و راهکارهایی برای درمان افسردگی مادران این مقاله را بخوانید.

مشاوره ی افسردگی زنان خانه دار

یکی از عوامل اصلی افسردگی زنان خانه دار بی هدفی و بی انگیزگی است، تکرار کارها و روزمرگی، زنان خانه دار را بیشتر از دیگران در معرض افسردگی قرار می دهد در زیر عواملی که در افسردگی زنان خانه دار موثرند آورده شده است همچنین در ادامه راهکارهایی برای مقابله با افسردگی بیان شده که می تواند از ابتلای زنان خانه دار به افسردگی جلوگیری کند.

عوامل اثر گذار بر افسردگی زنان خانه دار:

  • یکنواختی و روزمرگی
  • تکرار بدون تغییر زندگی
  • عدم وجود برنامه خاص روزانه و هفتگی
  • تفکر کارگر خانه بودن
  • تبعیض
  • تفاوتهای فیزیولوژیکی
  • وابستگی به همسر
  • نداشتن اختیار
  • مستقل نبودن
  • نگاه کوچک پندارانه جامعه به زن
  • تنهایی در خانه
  • استفاده زیاد از تلویزیون و شبکه های اجتماعی
  • عدم توانایی در جهت دهی به زندگی شخصی و ایجاد راهکارهای موثر
  • کمک نگرفتن از افراد متخصص بمنظور حل مشکلات شخصی و خانوادگی
  • عدم آشنایی با افسردگی
همانطور که اشاره کردیم افسردگی انواع مختلفی دارد و در هر فرد با دیگری متفاوت است یکی از انواع این افسردگی ها افسردگی پس از ازدواج است چرا افراد دچار افسردگی پس از ازدواج می شوند برای پاسخ به این پرسش حتما مقاله مربوط به آن را مطالعه کنید.

درمان افسردگی زنان خانه دار

 درمان افسردگی زنان خانه دار بدون استفاده از دارو هم امکان پذیر است از جمله این کارها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. تغییر نگرش و یا واقع بین بودن:  بهتر است دید منفی خود را به خانه دار بودن تغییر دهید اهمیت و ارزش کاری که درخانه انجام می دهید را درک کنید.
  2. تعیین اهداف کوتاه مدت: برای خودتان اهداف روزانه مشخص کنید ببیند انجام چه کارهایی یا خرید چه چیزهایی به شما انرژی می دهد، هدف ذاری مانع از افسردگی می شود.
  3.  برای کار خود حدومرز تعیین کنید،  برای مثال فقط در ساعت مشخصی کار کنید و خارج از آن پاسخگوی نیاز سایر اعضای خانواده نباشید. در واقع فضای کار و استراحت خود را جدا کنید.
  4. زمانی را به خود اختصاص دهید، هر روز زمان مشخصی را به انجام کار مورد علاقه خود اختصاص دهید و سعی کنید در این بازده زمانی از تلفن همراه خود و اخبار دوری کنید.این کار استرس شما را کاهش می دهد و منجر به بهبود افسردگی و در نهایت بهبود عملکرد شما می شود .
  5. با دیگران صحبت کنید، سعی کنید روابطه اجتماعی خود با دوستان، خانواده و… را حفظ کنید تا در صورت نیاز از آن ها کمک بگیرید.
  6. مدیریت استرس، افسردگی در واقع نتیجه استرس مزمن و طولانی مدت است بنابراین یادگیری روش های مدیریت استرس می تواند به جلوگیری از آن کمک کند. تمرینات مراقبه ذهن، افزایش آگاهی و ورزش می‌تواند اقدامات خوبی برای کنترل استرس باشند.
  7. تربیت آگاهانه و مدیرانه فرزندان : شما هرگز نباید خود را کاملا صرف خدمت رسانی به خانواده کنید در یک خانواده هر کس باید مسئول کارهای خود باشد و انجام برخی از کارهای خانه را به عهده بگیرد.
  8. صحبت و کمک گرفتن از همسر، چه شما و چه همسرتان نیاز دارید زمان هایی را به خود اختصاص دهید تا حال خوبی پیدا کنید بهتر است در این مورد با همسر خود صحبت کنید.
  9.  کنترل کارها را به دست بگیرید.

یک مشاوره در مورد موضوعات مختلفی با بیمار خود صحبت می کند تا بتواند چیزی که باعث افسردگی او شده است را تشخیص دهد و سپس اقدام به درمان کند، همکاران ما در مرکز مشاوره هما مشاوره سعی می کنند با ارتباط گیری موثر با مراجعین خود علت افسردگی را بیابند و سپس اقدام به درمان کنند.

در مواردی که شناسایی علت افسردگی سخت می شود  مشاوره متخصص اقدام به روان درمانی می کند اما مهمترین اصل در فرایند بهبود، پذیرش بیماری از سوی فرد مبتلا به افسردگی است که می تواند روند بهبود را تسریع ببخشد.

آیا تا به حال به افسردگی بعد از تعطیلات مبتلا شده اید؟ حتما در زندگی خود حداقل چند بار با این موضوع مواجه شده اید اما بنظر شما چه چیزی باعث این موضوع می شود؟ برای رسیدن به پاسخ این سوال مقاله افسردگی بعد از تعطیلات را بخوانید.

blank

معمولا مردها به دلیل سرکوب و نادیده گرفتن احساسات خود و فشارهای روانی ناشی ازمشکلات و مسئولیت هایی که در قبال خانواده دارند ممکن است به افسردگی مبتلا شوند. تشخیص افسردگی در مردان، مراجعه به مشاور برای ریشه یابی و درمان از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

افسردگی در مردها خطرناک تر از زنان است و حتی می تواند منجر به خودکشی شود. شناختن علائم و نشانه های افسردگی در مردان یکی از مهم ترین اقداماتی است که لازم است برای جلوگیری از مشکلات جدی تر انجام شود در زیر به تعدادی از این علائم ونشان ها پرداخته ایم.

علائم افسردگی در مردان

از جمله نشانه های اولیه افسردگی در مردان می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • عصبانیت
  • نا امیدی
  • پرخاشگری
  • تحریک پذیری بالا
  • فاصله گرفتن از مسائل جنسی

افسردگی یک بیماری روانی است، اما علائم جسمی نیز دارد.مردان مبتلا به افسردگی ممکن است مواردی را که در زیر بیان شده است را تجربه کنند ازجمله:

  • سردرد
  • تنگی در قفسه سینه
  • درد مفصل ، اندام یا کمر
  • مشکلات گوارشی
  • خستگی
  • خوابیدن زیاد یا کم
  • احساس بی قراری یا آشفتگی
  • لاغری ناخواسته
  • اشتهای زیاد و یا بی اشتهایی ناشی از افسردگی

علائم رفتاری افسردگی مردان عبارتند از :

  • مشکل در ملاقات های شغلی ، خانوادگی و سایر مسئولیت های شخصی
  • سو مصرف مواد مخدر
  • نوشیدن بیش از حد الکل
  • انجام فعالیت های پرخطر ، مانند رانندگی بی پروا یا داشتن رابطه جنسی بدون محافظت
  • انزوای اجتماعی
  • اقدام به خودکشی

راههای درمانی افسردگی مردان

در زیر راهکارهای درمانی برای درمان افسردگی مردان بیان شده است که می تواند تاثیر بسیاری در روند درمان آن ها داشته باشد.

  • درمان‌های روانشناختی
  • شناخت میزان درگیری به افسردگی
  • استفاده مناسب و صحیح از دارو
  • ورزش مناسب با سن فرد
  • تقویت روابط اجتماعی در اسرع وقت
  • استفاده از روان درمانی
  • درمان گروهی در کنار درمان فردی

ممکن است برای افراد زیادی این سوال مطرح شده باشد که آیا داشتن تحرک بدنی می تواند در درمان افسردگی موثر باشد یا خیر؟ در پاسخ به این سوال باید گفت که ورزش می تواند تاثیر شایانی در درمان افسردگی و خالی شدن انسان از احساسات و تفکرات منفی داشته باشد،برای اطلاع بیشتر در این مورد بهتر است مقاله تاثیر ورزش بر افسردگی را بخوانید.

blank

افسردگی پس از زایمان اغلب در عرض یک یا دو ماه و یا حتی چندین ماه  بعد از زایمان شروع میشود. حدود یک سوم از زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان، شروع علائمشان در طول دوران بارداری است و این علائم  پس از زایمان هم ادامه خواهد داشت. در زنانی که قبل از بارداری دارای افسردگی یا سایر اختلالات روانی بوده اند، خطر ابتلا به افسردگی پس از زایمان بیشتر است، تقریبا از هر 6 نفر یک نفر به افسردگی پس از زایمان مبتلا میشود.

نشانه های افسردگی پس از زایمان

  • خستگی زیادی که باعث اختلال در خوابیدن شود.
  •  مادر خود را دلیل نا آرامیهای کودک می بیند.
  • فراموشی
  • ترس صدمه زدن به کودک از ناحیه مادر
  •  اعتماد به نفس پایین
  • حس ناخوشایند داشتن کودک
  •  کار فراوان و بالعکس
  • نارضایتی و غمگینی
  • نا امیدی ودلسردی

البته  نشانه های بالا می تواند با تپش قلب و درد قفسه سینه، احساس متناوب سرما و گرما، سرگیجه ولرز همراه باشد همچنین اگر خلق و خو وافکار بالا بیش از 2 هفته طول بکشد از کسی درخواست کمک کنید. اگر همسر شما هریک از نشانه های ذکر شده در بالا را به مدت طولانی و مداوم داراست باید بگوییم که شما با یک همسر افسرده روبرو هستید که نیاز به کمک شما دارد باید او را درک کنید و آگاهانه با این مسئله برخورد کنید، نقش شما در درمان افسردگی همسرتان بسیار پررنگ است.

درمان افسردگی پس از زایمان 

در زیر به روش های کاربردی و متداول برای درمان افسردگی پس از زایمان اشاره شده است

  •  روان درمانی
  • داروهای ضدافسردگی
  • خواب مناسب و کافی
  • ورزش کردن
  • پر کردن فضاهای عاطفی خالی با دوستان و خانواده و اقوام
  • خوردنیهای مغذی و مفید.
  • کمک و یاری خواستن از دیگران برای گرفتن انرژی لازم جهت تربیت فرزند( استراحت کردن)
  • سبک‌های زندگی سالم را انتخاب کنید. فعالیت‌های بدنی مانند پیاده‌روی به همراه کودک‌تان و سایر تمرینات ورزشی را در برنامه روزانه خود جای دهید. سعی کنید استراحت کافی داشته باشید. غذاهای سالم بخورید و از مصرف الکل بپرهیزید.
  • تغییر نگاه آرمان گرایانه به واقعیت امروزی
  • اختصاص زمان برای علاقمندیهای خود
  • رهایی از انزوا
  • پذیرفتن کمک و یاری دیگران
blank

افزایش مسئولیت ناشی از پدر شدن گاه باعث این نگرش در مردان میشود که شاید از عهده این وظیفه سنگین بر نیاید وهمین باعث افسردگی در مردان می شود از طرفی حضور یک فرد جدید در خانواده حتما در رفتار و انجام کارها تاثیر گذار خواهد بود در این بین ممکن است توجه همسرتان به شما کم شود، زمان خوابتان بهم بریزد ومسائل بسیار دیگر که می تواند باعث افسردگی شود.

طی پژوهشی از 3  نفر که به تازگی صاحب فرزند شده بودند نزدیک به 38%  آن ها دچار مشکلات روحی شده بودند و از هر 10 پدر یک نفر دچار افسردگی پس از زایمان شده بود بطور کلی احتمال ابتلای آنها از سه تا شش ماه پس از تولد نوزاد بسیار بیشتر می شود.

علائم افسردگی بعد از تولد فرزند در مردان

نشانه های افسردگی مردان شبیه به علائم افسردگی پس از زایمان در مادران است. این علائم شامل:

  • دل زدگی و بی حوصلگی، به گونه ای که زندگی را همچون تونل تاریک و طولانی ببینید و هیچ امیدی نداشته باشید.
  • احساس خستگی و بیحالی شدید یا حتی کرختی، بی حسی و عدم علاقه به انجام کارها و دنیای اطراف.
  • احساس بی کفایتی یا عدم توانایی
  • احساس گناه از تحمل نکردن شرایط و یا عدم علاقه کافی به فرزند
  • زود رنجی و کج خلقی غیرطبیعی و درنتیجه بدتر شدن عذاب وجدان
  • بغض آلود بودن، گریه گردن زیاد یا حتی گریه بی وقفه و همیشگی
  • داشتن وسواس فکری و افکار آزاردهنده ای که می توانند خطرناک باشند.
  • کاهش اشتها بطوریکه همیشه احساس گرسنگی داشته باشید ولی نتوانید چیزی بخورید.
  • غذا خوردن احساسی و نه بدلیل گرسنگی
  • اختلالات خواب: دیر بخواب رفتن، زود بیدار شدن، کابوس های شبانه
  • بی تفاوتی و خصومت نسبت به همسر یا فرزند
  • حملات عصبی که در هر زمانی رخ می دهند و موجب افزایش ضربان قلب، عرق کف دست و بی حالی و ضعف می شوند.
  • اضطراب شدید در مورد مسائلی که در گذشته برایتان آزار دهنده نبودند، مانند تنها ماندن در خانه
  • اختلال در تمرکز و تصمیم گیری
  • علائم فیزیکی مانند سر درد
  • ترس بیش از حد درمورد سلامت نوزاد، همسر یا خود
  • داشتن افکار آزاردهنده درباره آسیب رساندن به خود یا به کودک
  • فکر کردن بیش از حد به مرگ

هر پدری پس از تولد کودکش ممکن است به گونه متفاوتی به افسردگی دچار شود و هیچ یک از علائم این لیست را نداشته باشد اما اگر احساس می کنید که روحیه خوبی ندارید، درباره آن با فرد قابل اعتمادی صحبت کنید. موضوع افسردگی پدر پس از متولد شدن کودک از مسائلی مهمی است که باید جدی گرفته شود.

 راههای درمانی افسردگی بعد از تولد فرزند در مردان

پذیرش بیماری اولین قدم درعبور از افسردگی است. یکی از موثرترین راه‌های درمان افسردگی گفتگو و بحث درمانی است. در این روش به بیمار اجازه حرف زدن و تخلیه کردن خود داده می‌شود. گاهی این روش با دارو نیز ترکیب می‌ گردد.

پس از مشورت با روانشناس و روانپزشک باید اقدامات عملی برای بهبود خود را نیز آغاز کنید. اولین کار خواب بیشتر برای جبران کمبود خواب است. کمبود خواب یکی از بزرگترین عوامل تحریک افسردگی مردان بعد از تولد کودک محسوب می شود. از مصرف کافئین و هر چی چیزی که جلوی خواب منظم شما را می‌گیرد، بپرهیزید.

بزرگ کردن یک نوزاد هرگز آسان نیست، اما نباید با فکر کردن مدام به این موضوع به خود و اطرافیانتان استرس و اضطراب وارد کنید. یکی از بهترین درمان‌ها لذت بردن از این دوران و آزاد کردن ذهن است.

افراد ممکن است کاملا ناخود آگاه و بدون علت با شروع بعضی از فصل های سال مثل پاییز دچار افسردگی شوند بعبارتی دچار افسردگی فصلی شوند برای آشنایی بیشتر با دلایل و راه های درمانی افسردگی فصلی این مقاله را بخوانید.

اگر سابقه افسردگی دارید قبل از به دنیا آمدن فرزند به یک مشاور مراجعه کنید. سعی کنید قبل از اقدام به بچه‌دار شدن منابع درآمدی خود را افزایش داده و بودجه لازم برای این موضوع را فراهم کنید. به این ترتیب یکی از مسائل اصلی که موجب استرس و افسردگی شما می‌شود را رفع کرده‌اید.

در مورد درمان‌های دارویی به هیچ‌وجه به صورت سر خود اقدام نکنید. داروهایی که برای درمان افسردگی به کار می‌روند دارای دوز و نوع مشخصی هستند و اغلب با برخی از داروهاتداخل میکنند. پس قبل از هرگونه اقدام به مصرف دارو حتما با روانپزشک مشورت کنید و از هرگونه اقدام خودسرانه و تجویز این نوع داروها برای دیگران بپرهیزید. درمان  افسردگی بسیاری وجود دار یکی از این روش ها درمان افسردگی بدون مصرف دارو است که فرد با داشتن تغذیه مناسب، ورزش کردن، واردار کردن خود به انجام کارها ، قرار نگرفتن در محیط های ناراحت کننده و مراجعه مستمر به مشاور درمان می شود.

blank

در افسردگی بعد از بازنشستگی افراد به صورت ناگهانی خودشان را بی مسئولیت میبینند و احساس نا خوشایند سر بار بودن به آن ها دست میدهد که باعث منزوی شدن آنها می گردد.برای اطلاع تکمیلی درباره ی افسردگی بعد از بازنشستگی  کلیک کنید.

  دلایل افسردگی بعد از بازنشستگی

  • عدم توجه به بهداشت روان

یک اشتباه رایج در برنامه ریزی برای بازنشستگی ، در نظر نگرفتن سازگاری عاطفی است. فرد در شرف بازنشستگی حتما باید خودش را برای رویارویی با یک واقعیت زندگی یعنی بازنشستگی آماده کند تا یک دفعه احساس خلا عاطفی نسبت به محیط پیرامونیش پیدا نکند.

  • عدم رضایت درونی از کاری که برای سالها انجام داده شده است

وقتی فردی بعد از سالیان سال کار کردن نتیجه خوبی را برای خودش و خانواده اش نمیتواند متصور باشد ناخواسته به سمت غم، اندوه وبی حوصلگی و گوشه گیری کشیده می شود.برای اطلاع از تاثیر گوشه گیری در افسردگی مقاله مربوط به آن را مطالعه کنید.

  • زندگی بدون کار هدف کمی را دنبال میکند
  • جدایی از رفاقت و دوستیهای محیط کاری
  • بی برنامگی برای بعد از بازنشستگی

چند نکته برای کنار آمدن با افسردگی بازنشستگی

  1. به تدریج از کار تمام وقت خارج شوید.
  2. داوطلب بازنشستگی باشید.
  3. زودتر از موعد بازنشستگی آماده باشید.
  4.  صحبت با یک درمانگر متخصص در بازنشستگی
  5.  امور مالیتون رو آماده کنید.
  6. تغییر نگرش به سن وسال

ترک یک شغل تمام وقت و بدون هیچ برنامه ای احتمال افسردگی را افزایش می دهد. یک برنامه ایجاد کنید. موارد رو در تقویم خود قرار بدهید. برنامه ریزی فعالیت ها با خانواده و دوستان خود را انجام بدهید و زندگی معنویتان را پررنگتر کنید. 

یک روش سالم برای مشاهده بازنشستگی این است که به آن به عنوان مرحله بعدی زندگی نگاه کنید و به امکانات و فرصت هایی که ممکن است به شما ارائه بدهد فکر کنید. این ممکن است زمان تحقق اهداف و رویاهایی باشد که در گذشته به دلیل نیازهای شغلی شما کنار گذاشته شده بودند.

مشاوره تلفنی افسردگی

آیا مشاوره تلفنی افسردگی راهکار مناسبی برای درمان افسردگی است؟ در پاسخ به این سوال باید گفت بله، در دنیای امروز افراد به دلایل زیادی از جمله: مشغله های کاری، نداشتن زمان کافی، دسترسی نداشتن به مشاور، بالا بودن هزینه ها و یا راحت نبودن در بیان مشکلات به صورت حضوری، می توانند برای درمان افسردگی خود از یک مشاوره تلفنی افسردگی کمک بگیرند.

در یک مشاوره ی تلفنی مشاور با برقراری یک رابطه امن و قابل اعتماد بستر لازم برای بیان مشکلات افراد را فراهم می کند تا افراد بدون هیچ نگرانی و واهمه ایی مشکلات و احساسات خود را بیان کنند. در هرنقطه ای از کشور که هستید به راحتی می توانید با مشاوران متخصص ما در مرکز مشاوره هما تماس بگیرید تا شما را در رسیدن به بهبودی کامل یاری کنند.

 

 

 

  1. علائم افسردگی چیست؟
  2. داروهای ضد افسردگی چند نوع هستند؟
  3. داروی ضدافسردگی سه حلقه ای به چه صورتی عمل میکند؟
  4. دلایل افسردگی زنان خانه در چیست؟
  5. راه های درمان افسردگی در مردان چیست؟
  6. چطور افسردگی بعد از بازنشستگی را درمن کنیم؟
  7. راهکارهای درمان افسردگی پس از زایمان چیست؟

152 دیدگاه

  • blank

    ریحانه, ۱۴۰۰-۰۷-۲۵ @ ۲:۰۲ ق.ظ پاسخ

    برای دریافت مشاوره افسردگی باید از چه طریقی اقدام کنیم؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۸-۲۰ @ ۱۰:۳۳ ق.ظ پاسخ

      سلام
      با شماره های داخل سایت تماس بگیرید شما را راهنمایی می کنند.

  • blank

    مامان پوری, ۱۴۰۰-۰۸-۲۶ @ ۱۲:۴۲ ب.ظ پاسخ

    سلام
    من اخیرا از عصبانیت و نارحتی های مادرم احساس کردم دچار مشکل شده اما شک داشتم تا اینکه این مقاله و مقالات مرتبطتو خوندم فکر می کنم مادرم دچار افسردگی شده شاید به خاطر روزمرگی و … نمیدونم حدسم چقدر درسته و باید چیکار کنم آیا یک مشاوره تلفنی می تونه کمک کنه؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۸-۲۷ @ ۳:۳۱ ب.ظ پاسخ

      سلام
      اگر نشان های افسردگی گفته شده در مقاله را به مدت طولانی و مداوم دارند ممکن است مبتلا به افسردگی باشند اما بهتر است با مشاوره صحبت کنید، مشاوره تلفنی می تواند شما را در این زمینه راهنمایی کند.

  • blank

    محمود, ۱۴۰۰-۰۸-۲۷ @ ۱۰:۰۳ ق.ظ پاسخ

    مشاوره افسردگی برای کودکان هم دارید ؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۸-۲۷ @ ۳:۴۱ ب.ظ پاسخ

      سلام بله مشاوره افسردگی برای همه در هر سنی ممکن است.

  • blank

    فاطمه احمدی, ۱۴۰۰-۰۸-۲۷ @ ۱۰:۱۶ ق.ظ پاسخ

    سلام من 3 ماهه پیش دخترم و زایمان کردم باوجود اینکه 3 ماه گذشته ولی افسردگی ای که بعد زایمانم گرفتم هنوز همراهمه از زندگیم حتی از دخترم بیزار شدم دلم میخواد با حال خوب بغلش کنم ولی واقعا نمیتونم دلم واسه دخترمم میسوزه بعضی وقتا فکر میکنم حتی اونم دوسش ندارم میخواستم بدونم جلسات مشاوره میتونه بهم کمکی بکنه؟با چند جلسه این مشکل درمان میشه؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۸-۲۷ @ ۳:۴۰ ب.ظ پاسخ

      سلام
      با توجه به صحبت های شما احتمال افسردگی هست اما برای جلوگیری از حاد شدن حتما با مشاور صحبت کنید، حتی به درمان شما کمک می کند، جلسات بستگی به شدت افسردگی در افراد متفاوت است

  • blank

    سام زنده دل, ۱۴۰۰-۰۸-۲۷ @ ۳:۴۷ ب.ظ پاسخ

    اینکه میگن داروی افسردگی مصرف کنی عوارض داره ومشکل برات درست می کنه راسته؟؟؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۰۱ @ ۱۰:۳۵ ق.ظ پاسخ

      سلام به شما دوست عزیز

      در پاسخ به سوال شما باید بگم اول اینکه هر دارویی بدون شک دارای عوارضه اما در یک دارو این عوارض مشهودتر هست در دیگری نه، مورد بعد اینکه در صورتی که دکتر برای درمان افسردگی دارو تجویز کرده باشه متناسب با شرایط شما داروی لازم رو تجویز میکنه و شما رو از عوارض احتمالی اون آگاه می کنه ممکنه استفاده از داروهای افسردگی با عوارضی مثل حالت سرگیجه و… داشته باشه اما چیزی نیست که قابل کنترل نباشه.

  • blank

    ali tamdon, ۱۴۰۰-۰۸-۲۹ @ ۶:۱۸ ب.ظ پاسخ

    من الان 3 ماه که تقریبا این نشونه ها رو دارم همش خستم و بی حوصله میخوام برم ی گوشه کسی نباشه یعنی الان من افسردم؟؟؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۰۱ @ ۱۰:۳۸ ق.ظ پاسخ

      سلام خدمت شما

      برای اینکه فردی مبتلا به افسردگی باشد باید شرایط گفته شده رو برای مدتی طولانی و پیوسته داشته باشد، در مورد شما تا زمانی که با یک مشاوره افسردگی صحبت نکنید تشخیص قطعی نمیشه داد اما بهتر سریعتر با یک مشاوره صحبت کنید.

  • blank

    Sohel, ۱۴۰۰-۰۸-۲۹ @ ۶:۴۶ ب.ظ پاسخ

    من چندساله سرکار میرم اما خیلی ولخرجم و هیچ پولی ندارم. الان از همه هم سن و سالام واقعا عقب تر موندم .
    چیکار کنم از این وضع دربیام؟مشاوره تاثیر داره؟؟ راه حلش چیه خسته شدم دیگه

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۰۱ @ ۱۰:۴۱ ق.ظ پاسخ

      سلام خدمت شما

      بله مشاور در این زمینه می تونه به شما کمک کنه.

  • blank

    a.moradi, ۱۴۰۰-۰۸-۳۰ @ ۵:۰۷ ب.ظ پاسخ

    باسلام و خسته نباشید اقایی هستم 32 ساله یکسال هست که ازدواج کردم موردی که هست نمیدونم افسردگی محسوب میشه یا خیر تنها راه حلمو مشاوره دیدم و تصمیم گرفتم ازتون راهنمایی بگیرم من و همسرم با عشق و علاقه باهم ازدواج کردیم ولی بعد از ازدواج اصلا اون ادم قبل نیست توی خونه به خودش نمیرسه با زورو دعوای من هفته ای یکبار حموم میره اصلا اشپزی نمیکنه و ما یک شب درمیون از بیرون غذا میگیریم همش یا خوابه یا جلوی تلویزیون منم ادمم دلم میخواد از سرکار که میام خونه خونه مرتب باشه غذا اماده باشه یکی بیاد استقبالم الان چندشبه که حتی خونه ی مادرم شام میخورم و اونم اصلا هیچی نمیگه به نظرتون این مورد افسردگی هست ؟ چیکار باید بکنم که خوب بشه واقعا خسته شدم

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۰۱ @ ۱۰:۴۳ ق.ظ پاسخ

      سلام به شما

      بینید برای افسردگی داشتن باید یک سری علائم رو داشته باشن برای نظر قطعی بهترین کار مراجعه به مشاور برای ریشه یابی مشکل هست و بعد از ریشه یابی درمان در پیش گرفته میشه.

  • blank

    پندار, ۱۴۰۰-۰۸-۳۰ @ ۹:۲۴ ب.ظ پاسخ

    من با یک نفر آشنا شدم اولش همه چیز اکی بود ولی الان فکر می کنم ی چیزی درست نیست یکهو گوشه گیر میشه ، الان میگه این کارو بکنیم بعد میگه نه الان ی چیزی و دوست داره روز بعد نه
    والا تصمیمم برای ادامه جدی بود ولی الان مرددم بنظرم ی مشکلی داره ممکنه افسرده باشه؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۰۱ @ ۱۰:۴۷ ق.ظ پاسخ

      سلام
      بله این احتمال وجود دارد اما نمیشه تشخیص قطعی داد شما با یک مشاوره حتی شده بصورت تلفنی صحبت کنید تا راهنماییتون کنن.

  • blank

    سجاد, ۱۴۰۰-۰۹-۰۱ @ ۱۰:۲۷ ق.ظ پاسخ

    سلام خسته نباشین من خیلی حالم بده لطفا یه راهی بهم نشون بدین. قبلا خیلی رفیق باز بودم و واسه دوستام کم نمیذاشتم الان از لحاظ مالی از همشون عقب موندم. با اینکه میدونم ازم سواستفاده میکنن بازم نمیخوام ولشون کنم. چیکار کنم یه زندگی عادی داشته باشم

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۰۳ @ ۳:۵۹ ب.ظ پاسخ

      سلام
      این مشکل می تونه دلایل زیادی داشته از جمله تنها موندن نیاز هست که علت یابی بشه و رفتاری رو جایگزین این مشکل کنید.

  • blank

    jbezi, ۱۴۰۰-۰۹-۰۱ @ ۱۰:۵۲ ق.ظ پاسخ

    چه خبر چرا همه افسرده و مشکل دارن

  • blank

    مهتاب, ۱۴۰۰-۰۹-۰۱ @ ۴:۴۱ ب.ظ پاسخ

    سلام خسته نباشید. میخواستم مشکلم رو مطرح کنم و ازتون کمک بگیرم. من یه دختر 4 ساله دارم و بچه دومم هم 6 ماهه پیش به دنیا اومده . از وقتی برادرش به دنیا اومده گوشگیر و ساکت شده . خیلی مواظبشم اما واقعا وقت نمیکنم مثل قبل پیشش باشم نمیدونم چیکار کنم.

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۰۳ @ ۴:۰۳ ب.ظ پاسخ

      سلام
      معمولا این شرایط برای بعضی از بچه ها اتفاق می افتد چرا که با آمدن یک عضو جدید که بسیار هم مورد توجه است در خیال خود گمان می کنند که محبوبیت وارزش سابق را برای والدین خود ندارند شما باید با ترفند های مختلفی حس دیده شدن ومهم بودن را به فرزند خود بازگردانید و سعی کنید به گونه ای که در فهم کودک باشد موقعیت فعلی را به او توضیح دهید.

  • blank

    rajabimehr, ۱۴۰۰-۰۹-۰۱ @ ۵:۵۱ ب.ظ پاسخ

    سلام خواهش میکنم کمکم کنید من 2 ساله ازدواج کردم از همون اول همسرم بسیااار رفیق باز بود خیلی باهاش حرف زدم حتی التماسش کردم که دست از این کاراش برداره ولی اصلا نمیشنید منو تا اینکه چند وقت پیش یکی از دوستاش باهاش تماس گرفت و گفت دعوا شده بیا اومدم جلوشو بگیرم هولم داد رفت دعوا و اونجا تنها موند و چنذ نفری ریختن سرش و تحقیرش کردن و فیلمشم توی اشناها پخش کردن حالا همسرم بعد این داستان از خونه بیرون نمیره بلند بلند با خودش حرف میزنه هرروز منو کتک میزنه میشینه نقشه ی انتقام میکشه نمیدونم دیگه باید چیکار کنم میخواستم بدونم افسردگی با این شرایط حاد هم موردی بوده که درمان بشه ؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۰۳ @ ۴:۰۷ ب.ظ پاسخ

      سلام
      بدون شک رفتارهای فعلی همسر شما ریشه در گذشته او دارد رفیق باز بود، دعوا کردن، نپذیرفتن شکست، کتک زدن دیگری برای بدست آوردن قدرت و جایگاه خود و…. بدون شک همسر شما به یک مشاوره نیاز دارد اما اینکه آیا به نوعی از افسردگی مبتلاست یا خیر نیاز به بررسی بیشتر دارد.

  • blank

    سیمین, ۱۴۰۰-۰۹-۰۳ @ ۴:۲۰ ب.ظ پاسخ

    سلام، من خونه دار هستم اما جدیدا خیلی نسبت به انجام کارها میلم کم شده نمی تونم خستم، یا هرچیزی اما انجام کارهای تکراری همیشگی خانوم های خونه دار خستم حس می کنم فایده ای ندارم با چیزایی که من از مقاله مشاوره افسردگی شما خوندم ممکنه که دچار این مشکل شده باشم من می خوام شروع کنم به کار کردن فکر می کنم بتونه حالمو خوب کنه می خوام بدون از نظر شما کار کردن دوباره به بهبود حالم کمک می کنه؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۰۷ @ ۳:۴۶ ب.ظ پاسخ

      سلام
      انجام هر کاری که به شما انگیزه بدهد خوب است هر کاری که شما را از انزوا و تکرار نجات بدهد و به رشد شما کمک کند.

  • blank

    Ha_nie1632, ۱۴۰۰-۰۹-۰۴ @ ۱۲:۲۸ ب.ظ پاسخ

    سلام خسته نباشید پیشاپیش از پاسخگوییتون تشکر میکنم من 26 سالمه از 16 سالگی با اقایی بودم که به ظاهر خیلی دوستم داشت ولی هربار عصبانی میشد دست روم بلند میکرد مشروبات الکلی استفاده میکرد و بسیار شکاک بود هربار هم که کات میکردم باهاش تهدید به اسیدپاشی میکرد و میگفت عکسای خصوصیمو برای خانوادم میفرسته منم به اجبار برمیگشتم تا اینکه برام خواستگار اومد و دوباره تهدیداش شروع شد 3 4 ماه تنها از خونه بیرون نمیرفتم و این مسئله رو با پدرم درمیون گذاشتم و از اون محل جا به جا شدیم الان یک سال هست که ازدواج کردم ولی هنوز اون تهدیدا و رفتارا جلوی چشممه با همسرم بد رفتاری میکنم بی دلیل گریه میکنم هنوزم وقتی از خونه میرم بیرون فکر میکنم داره تعقیبم میکنه میخواستم بدونم مشاوره برای افسردگی میتونه کمکی بهم میکنه خیلی میترسم همسرم ازم خسته یا سرد بشه

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۰۷ @ ۳:۴۴ ب.ظ پاسخ

      سلام
      شما با ترس و نگرانی زندگی می کنید که تبعات بدی بر روی روح و روان و زندگی شما خواهد داشت و ممکن است در مراحل بالا به افسردگی های شدید تبدیل شود حتما با مشاوره صحبت کنید و تحت درمان باشید.

  • blank

    شاه بیگی002, ۱۴۰۰-۰۹-۰۶ @ ۱۱:۴۳ ق.ظ پاسخ

    آدم مشکلات مردم و میبینه مشکلات خودش چقدر کوچیک به چشم میان خدایا شکرت

  • blank

    سارا, ۱۴۰۰-۰۹-۰۶ @ ۵:۰۳ ب.ظ پاسخ

    سلام خسته نباشید. من یک بار وقتی بچه بودم تصادف کردم و الان ترس شدید از رانندگی دارم و اینکه میدونید الان واقعا داشتن ماشین یه نیازه جدی هستش. با مشاوره این مشکل حل میشه یا دیگه حک شده تو ذهنم و نمشه ازش خلاص بشم؟
    خودم خیلی سعی کردم به این حس غلبه کنم یا نادیدش بگیرم اما وقتی فرمون رو تو دستم میگیرم انگار توانایی برای فشار داردن گاز ندارم.

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۰۷ @ ۳:۳۷ ب.ظ پاسخ

      سلام
      این ها ترس هایی هستند که از دوران کودکی همراه شما هستند و قابل درمانند

  • blank

    یگانه, ۱۴۰۰-۰۹-۰۷ @ ۳:۵۶ ب.ظ پاسخ

    هانیه از نظر من داری خیلی به گذشته فکر می کنی هرچی بوده تموم شده ولش کن الان که حالت خوبه همه چی اوکیه چرا با یادآوری ی سری چیزا میخوای خرابش کنی

  • blank

    سیامک, ۱۴۰۰-۰۹-۰۷ @ ۴:۳۶ ب.ظ پاسخ

    سلام ما دو ماه هست که فهمیدیم پسرم سرطان داره و خودش هم بعد از فهمیدن خیلی منزوی شده. آیا به مشاوره افسردگی نیاز دارد برای تجدید روحیه ؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۰۹ @ ۱۲:۱۴ ب.ظ پاسخ

      سلام
      بله داشتن روحیه در درمان بیماری بسیاری کمک کننده است بهتر هست که با یک مشاوره در ارتباط باشید.

  • blank

    sahra_ hemati, ۱۴۰۰-۰۹-۰۷ @ ۵:۳۱ ب.ظ پاسخ

    خسته نباشید نمیدونم از کجا بگم من 14 سالم بود که مادرم فوت کرد و بعد از 2 سال پدرم دوباره ازدواج کرد از همون اول این خانم منو قبول نکرد و شرط ازدواجش این بود که پدرم برای من خونه ی جدا بگیره پدرمم قبول کرد من الان 18 سالمه و 2 ساله که تنها زندگی میکنم هیچ کودوم از افراد خانواده هم دیگه باهامون رفت و امد نمیکنن گاهی پدرم میاد بهم سر میزنه اونم چه سر زدنی از اول تا اخر اومدنش بحث و حرفش اینه که برو بالا شهر برو عمل کن که یه پسر پولدار بیاد بگیرتت دیگه نمیتونم خرجتو بدم انقدر اینو گفته که اعتمادبنفس برام نمونده از خودم بدم میاد ساعتهایی که باید بشینم درس بخونم و فقط دارم به خاطر ظاهرم گریه میکنم پول عملم ندارم تا اینکه چندروزه پیش تولدم بود و پدرم و دعوت کردم تا اومد باز شروع کرد به همون حرفا باهاش دعوا کردم و اونم کتکم زد و گف وسایلامو جمع کنم و ازاینجا برم اخه کجا برم من جایی و ندارم انقدر از خودم بدم اومده که همه ی دستم جای تیغه مشاوره کمکی به این اوضاع میکنه ؟ چیکار باید بکنم

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۰۹ @ ۱۲:۱۵ ب.ظ پاسخ

      سلام
      بله بهتره سریعتر با یک مشاور صحبت کنید تا از اتفاقات احتمالی پیش رو جلوگیری بشه

  • blank

    SAHEL, ۱۴۰۰-۰۹-۰۸ @ ۳:۱۷ ب.ظ پاسخ

    سلام من خیلی خجالتی ام ترجیح میدم درباره چیزی که شاااید اشتباه باشه صحبت نکنم تا این که مشکل رو برطرف کنم. تا این که تایید شه حق با منه قلبم میاد تو دهنم. من نیاز به تایید یکی دیگه ندارم اما نمیخوام درباره چیزی که امکان داره اشتباه بگم، حرف بزنم. چیکارکنم؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۰۹ @ ۱۲:۱۲ ب.ظ پاسخ

      سلام
      شما باید بدونید تا زمانی که مشکل و یا سوال خود راو مطرح نکنید حتی به غلط نیازتون برطرف نمیشه پس بهتره کم رویی رو کنار بزارید و از سوال پرسیدن حتی اشتباه نترسید مورد بعد اینکه انسان تا زمانی که در رابطه با موضوعی فکر نکرده و یا اگر در رابطه با موضوعی اطلاعی نداره بهتر در این مورد بیشتر شنونده باشه اما گاهی انسان چیزی رو شنیده ویاخونده اما حضور ذهن نداره می تونه اون را با جملاتی مثل دقیق یادم نیست، یا اگر درست گفته باشم و چنین جملاتی به مخاطب خودش در رابطه با عدم اطمینان به گفتش آگاهی بده

  • blank

    نگین, ۱۴۰۰-۰۹-۰۸ @ ۴:۰۱ ب.ظ پاسخ

    سلام من پیش از بارداری، افسرده بودم و الان که چندین ماه از زایمانم می گذره هنوز احساس افسردگی دارم. آیا افسردگی من میتونه به فرزندمم منتقل شده باشه

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۰۹ @ ۱۲:۰۴ ب.ظ پاسخ

      سلام
      اولین موضوع درمان خود شماست وقتی شما پیش از دوران بارداری و بعد از اون همچنان افسرده هستید حتما باید به مشاورمراجعه کنید، زمانی که شما افسرده هستید نمی توانیدمحبت وتوجه کافی به فرزندتون داشته باشید و بدون شک در زندگی شما مشکلاتی رخ خواهد داد.

  • blank

    mehdisafari, ۱۴۰۰-۰۹-۰۸ @ ۴:۵۸ ب.ظ پاسخ

    سلام بنده 29 سالمه من قبل ازدواجم عاشق دختری بودم این خانوم و هرصبح که میرفتم سرکار میدیدم و مسیرمون یکی بود بعد از مدتی تصمیم گرفتم بهشون بگم که عاشق شدم ایشون قبول نمیکردو هربار منو پس میزد تا اینکه به اصرار بنده بالاخره قبول کرد که برم خواستگاری ولی توی خواستگاری وقتی مادرم فهمید که پدر این خانوم توی غسالخونه کار میکنند همونجا پاشد و هرچی خواهش کردم دیگه قبول نکرد که بیاد خواستگاری من همه ی فکرو ذکرم شده بود این خانوم و بارها با مادرم صحبت کردم که راضی شن اخه پدرشون توی غسالخونه بوده دزد و قاچاقچی که نبوده خدایی نکرده اتفاقا ثوابی که ایشون میبرده از همه ی ماها بیشتره که مرده هایی که دستشون از این دنیا کوتاس و غسل میدن متاسفانه بخاطر مخالفت ها دیگه نشد که این ازدواج سر بگیره و به انتخاب مادرم 4 سال هست که ازدواج کردم ولی اصلا از زندگیم راضی نیستم سال به سال سمت خانومم نمیرم فقط یا خوابم یا سرکار یا توی گوشی با مادرمم قطع رابطه کردم به شدت احساس تنهایی و ناامیدی میکنم چندوقته که خانومم گیرداده بچه دار بشیم ولی من واقعا حالم خوب نیست و حوصله ی خودشم ندارم قبل از فکر به جدایی میخواستم ازتون بپرسم امکانش هست با مشاوره حالم خوب شه و زندگیم به روالش برگرده یا تصمیم به جدایی تصمیم عاقلانه ایه ؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۰۹ @ ۱۲:۰۷ ب.ظ پاسخ

      سلام
      دوست عزیز ببینید شما بعد از گذشت 4 سال همچنان به فکر اون خانم هستید و نتونستید یا نخواستید که فراموشش کنید ومادرتون رو مسبب اصلی این اتفاق می دونید شما با ازدواجتون به فرد دیگه ای هم ضربه زدید بهتر هست هرچه سریعتر با مشاور صحبت کنید تا هم تکلیف زندگی زناشویی و برنامه های آیندتوت مشخص بشه و هم اینکه حال خود شما بهبود پیدا کنه

  • blank

    sahl, ۱۴۰۰-۰۹-۰۹ @ ۱۲:۲۱ ب.ظ پاسخ

    من نمی فهمم چرا بعضیا انقدر بدجنسن، اصلا بابای آدم چرا باید این کار و بکنه واقعا برای مردایی که تا زن میگرن بچه هاشونو فراموش می کنم متاسفم

  • blank

    PEYMAN, ۱۴۰۰-۰۹-۰۹ @ ۱۲:۳۶ ب.ظ پاسخ

    با سلام من یه مشکلی داشتم خواستم راهنماییم کنید. همسربنده 6 ماهی میشه زایمان کردند اما تلاشی برای تناسب اندامشون نمیکنند من بهشون میگم اما همش بهونه میگیرن که وقت ندارن و من خودخواهم واقعا مشکل از منه؟
    از صبح تا شب سرکارم میام خونه خستم میگه تو درک نداری من چقدر سرم شلوغه اخه مگه یه بچه چقدر دردسر داره مامانای ما چندتا چندتا بچه بزرگ میکردن اینقدر ادا نداشتن

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۱۱ @ ۱۰:۳۶ ب.ظ پاسخ

      سلام
      شما باید همسرتون رو درک کنید نوزاد زمان زیادی می گیره کمی به ایشون فرصت بدید سعی کنید حرف های مثبت به همسرتون بزنید و در انجام کارها همراهیش کنید.

  • blank

    panahi_zeynab, ۱۴۰۰-۰۹-۰۹ @ ۳:۵۳ ب.ظ پاسخ

    سلام بعد از اینهمه سال هنوز با تعریف کردن این ماجرا قلبم میخواد از جاش کنده بشه ولی تصمیم گرفتم بگم شاید کمکی از سمت شما باعث بشه این عذاب وجدان ولم کنه من تو خانواده ای به دنیا اومدم که پدرم اعتیاد داشت مدام من و مادرم رو میزد و مادرمم جای اینکه طلاق بگیره چسبیده بود به این زندگی میگفت به خاطر تو تحمل میکنم من همیشه تو کوچه و خیابون تیکه های پسرارو میشنیدم مادرم همش میرفت واسه پدرم مواد جور میکرد اعصابم خورد میشد باهاش دعوا میکردم میگفت اگه نکنم پدرت من و تورو باهم میکشه مادر یه روز از مدرسه برگشتم دیدم تلویزیون نیست من اون زمان تنها سرگرمیم تلویزیون بود گفتم تلویزیون کجاست گفت فروختمش پدرت داشت درد میکشید خون اومد جلوی چشامو گفتم بمیرید جفتتون من راحت شم و گذاشتم رفتم خونه ی مادربزرگم فردای اون روز خبر مرگ مادرم اومد باورم نمیشد سکته کرده بود الان سال ها میگذره خودم مادر شدم ولی صورت مادرم و مظلومیتش جلوی چشمامه شب نیست بغض نداشته باشم و بخاطر دردی که تو دلش بود گریه نکنم ولی دیگه میخوام به خودم بیام مشاوره چقدر میتونه به فراموشی و راحت شدنم از این عذاب وجدان کمک کنه ؟ من روزی 100 بار باخودم تکرار میکنم که مادرمو من کشتم حتی یه وقتایی به سرم میزنه منم خودمو بکشم برم پیشش و ازش معذرت بخوام

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۱۱ @ ۱۰:۱۸ ب.ظ پاسخ

      سلام
      شما نباید خودتون رو در مرگ مادرتون مقصر بدونید همه چیز یک اتفاق بوده، شما نباید اجازه بدید این ماجرا زندگی فعلی شما رو تحت تاثیر قرار بده، اگر در این راه به کمک احتیاج دارید از مشاور حتما کمک بگیرید.

  • blank

    سعید, ۱۴۰۰-۰۹-۱۲ @ ۶:۲۶ ب.ظ پاسخ

    داداش من دارو استفاده کردم به مشکل خوردم با کلی بدبختی حل شد

  • blank

    mozhi, ۱۴۰۰-۰۹-۱۳ @ ۱:۰۲ ب.ظ پاسخ

    سلام برای درمان افسردگی استفاده از دارو لازمه ؟ یا با چند جلسه مشاوره برطرف میشه ؟ ممنون میشم پاسخ بدید

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۱۵ @ ۲:۲۴ ب.ظ پاسخ

      سلام
      بستگی به میزان افسردگی داره ممکنه با تغییر سبک زندگی و یک سری از عاداتتون بهتر بشه و ممکن هم هست نیاز به دارو باشه

  • blank

    فرشته زارعی, ۱۴۰۰-۰۹-۱۴ @ ۷:۲۳ ب.ظ پاسخ

    سلام میشه جواب منم بدید ؟ ممنون میشم
    من 19 سالمه و چندوقت پیش توی ی مهمونی شوهرخوهرم بهم دست درازی کرد فکر میکردم با گذشت زمان این موضوع و فراموش میکنم ولی هرچی میگذره من بیشتر دارم نابود میشم تو هیچ مهمونی یا جمع خانوادگی نمیرم و اصرار پدرمادرم و دعواهاشون حالمو بدتر میکنه توی تاریکی فکر میکنم تو اتاقمه نمیتونم بخوابم یا میخوابمم کابوس میبینم این راز مثل استخون تو گلو شده برام داره خفم میکنه از طرفی دلم واسه خواهرم میسوزه که اینهمه به شوهرش اعتماد داره فکر میکنم با گفتن این موضوع فقط میتونم اروم شم ولی زندگی خواهرم چی میشه؟ من اروم میشم و خواهرم نابود از طرف دیگه میترسم بگن تقصیر خودت بوده و جمله ی مسخره ی کرم از خود درخته ولی بقران قسم من حتی روسریم پیش این به اصطلاح اقا نیوفتاده بود نمیدونم دهن باز کنم یا بیام مشاوره که بتونم کنار بیام با این قضیه از عکس العملا به شدت میترسم شما چه راهکاری پیشنهاد میدید

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۱۵ @ ۲:۲۳ ب.ظ پاسخ

      سلام
      بله مشاوره می تونه خیلی کمک کننده باشه حتما از یک مشاور کمک بگیرید.

  • blank

    raha, ۱۴۰۰-۰۹-۱۵ @ ۱۱:۵۳ ق.ظ پاسخ

    سلام وقتتون بخیر اگه میشه بهم بگین مشکل من به مشاوره نیاز داره یا با گذر زمان درست میشه.
    من تقریبا سه سال با اقایی دوست بودم ایشون طوری از عشق حرف میزدن که من فکر میکردم از چشماش هم براش با ارزش ترم و این گفته من نیست خودشون میگفتن و من باور کردم. الان تقریبا دو هفته ای میشه رابطمون به هم خورده و من هم از تنهایی و هم از حس حماقت خودم برای باور حرفاش بیزارم. از خودم به خاطر زودباوریم ناامید شدم و دیگه دوست ندارم به کسی اجازه بدم قلبمو بازی بده. این مشکل هستش یا یک درس و تجربه؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۱۷ @ ۴:۲۸ ب.ظ پاسخ

      سلام
      معمولا افراد بعد از جدایی و شکست عشقی برای مدتی ناراحت هستند، حس بدی را تجربه می کنند و دست به خود سر زنشی می زنند اما همه این موارد جزئی از زندگی است و همگی بسته به ری اکشن ما نسبت به واقیع و تعبیر ما از آن ها دارد، خیر این مسائل در زندگی بیشتر افراد اتفاق می افتد پس مشکل چندان حادی نیست اما تا زمانی که سلامت شما در خطر نیفتد اما اگر قادر به کنترل احساسات خود نیستید و نیاز به کمک دارید با فرد مورد اعتماد و یا مشاور در این رابطه صحبت کنید.

  • blank

    MAHDI, ۱۴۰۰-۰۹-۱۵ @ ۲:۲۰ ب.ظ پاسخ

    با سلام خواستم ازتون بپرسم حرف زدن با گل ها اشکال داره؟ میگن اونا زندن جون دارن من هر وقت دلم میگیره باهاشون حرف میزنم اخه همه حرفی رو که نمیشه به همه گفت منم خواهر یا برادر ندارم که با اونا حرف بزنم مامانمم همینطوریش مشغله ذهنی داره نمیخوام به غماش اضافه کنم اما انگار بدتر شده دارم افسرده میشم الانم مادرم گیر داده تو چیزی مصرف میکنی میخوان ازم تست اعتیاد بگیرن

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۱۷ @ ۴:۳۰ ب.ظ پاسخ

      سلام
      در صورتی که شدید باشد و در سلامت و زندگی شما خللی ایجاد کند می تواند خطرناک باشد، این مشکل می تواند ناشی از تنهایی و انزوای شما باشد اما بهتر است به یک مشاور و یا پزشک مراجعه کنید.

  • blank

    مریم, ۱۴۰۰-۰۹-۱۵ @ ۲:۳۰ ب.ظ پاسخ

    به نظر من همه یک جور افسرده ایم، ناراحتی ها مشکلات باعث شدن به مشکلات واکنش متفاوت داشته باشیم ولی چه بد ،کم نیستن آدمای افسردی هر روز و هر لحظه داریم از کنار هم رد می شیم

  • blank

    mona, ۱۴۰۰-۰۹-۱۵ @ ۳:۲۶ ب.ظ پاسخ

    سلام خسته نباشید. من تا چندماه پیش یه شغل دولی و خیلی عادی داشتم تا این که اینکه یه خاستگار خیلی عالی ازم خواستن کار نکنم و خودشون اونقدر سرمایه داشتن که نیازی به کار کردن من نبود و من استعفا دادم. با گذشت زمان میبینم تفاهم نداریم. الان خیلیی ناراحتم دارم افسرده میشم روزام تکرارین این آقام فقط باعث شکستن دلم میشن و فکر نکنم به جایی برسیم.

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۱۷ @ ۴:۲۱ ب.ظ پاسخ

      سلام
      برای نجات خودتون و زندگیتون با یک مشاوره صحبت کنید در موارد بسیاری زندگی ها دوباره و از نو ساخته شده و روابط زوجین هم بهتر شده بهتر با مشاور موضوع رو مطرح کنید تا کامل راهنماییتون کنن.

  • blank

    مهنازرضایی, ۱۴۰۰-۰۹-۱۵ @ ۷:۵۷ ب.ظ پاسخ

    سلام و عرض ادب بنده خانمی 51 ساله هستم و همسر بنده 62 سالشونه مشکل من از جایی شروع شد که همسرم بازنشست شدن و بعد از بازنشستگی دیگه از خونه بیرون نمیره و مدام تکرار میکنه باید برم سر یک کاری نمیتونم ایشون مشکل دیسک کمر دارند و توی این سن کار براش از نظر من جایز نیست در این سن ما هر روز سر کار ایشون دعوا داریم و جدیدا بعد از دعوا چندین ساعت خودش رو توی اتاق زندانی میکنه حتی شامم نمیخوره به قولی یک مرد 62 ساله شده مثل یک دختر 14 ساله گوشه گیر، مظلوم، بهونه گیر، خونه نشین به پیشنهاد دخترم تصمیم گرفتم با مشاوره صحبت کنم ولی با مطرح نام مشاور انگار برق گرفتش و اصلا راضی نمیشه که بیاد خواستم بدونم بدون حضور همسرم میشه این مشکل رو حل کرد ؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۱۷ @ ۴:۱۹ ب.ظ پاسخ

      سلام
      بله ممکنه موثر باشه بهتر شما موضوع رو با مشاور مطرح کنید تا ایشون خودشون یک راه حل پیدا کنند.

  • blank

    mahdis jodi, ۱۴۰۰-۰۹-۱۶ @ ۱۲:۵۵ ب.ظ پاسخ

    سلام من 4 سالی هست که ازدواج کردم مشکلم اینه که شوهرم سر چیزای الکی هی دعوا درست میکنه و توی این دعواها به شدت به من توهین میکنه و تحقیرم میکنه اصلا انگار تحقیر من براش شده مثل تفریح مثلا امروز سر صبحانه بودیم و من داشتم باهاش شوخی میکردم یهو ناراحت شد گفت مریض روانی ای تو مشکل داری یا مثلا میگه هیچی سرت نمیشه عقب مونده ای یا…بعد این دعواهاهم فقط من پیشقدم میشم برای اشتی اگر نشم این قهر تموم نمیشه با این جمله ها کاملا اعتماد بنفسمو گرفته جلوی ایینه که وایمیسم فقط از خودم ایراد میگیرم یا توی جمع قدرت نظر دادن و حرف زدن دیگه ندارم این رفتارها نشونه ی افسردگیه ؟با برطرف شدنش اعتمادبنفسمم دوباره برمیگرده؟دلم برای خود قبلیم به شدت تنگ شده

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۱۷ @ ۴:۱۶ ب.ظ پاسخ

      سلام
      بله مشاوره می تونه به شما کمک کنه توصیه میشه که علاوه بر خودتون همسرتون هم در بعضی جلسات باشن تا با ایشون هم صحبت کنن

  • blank

    محمد, ۱۴۰۰-۰۹-۱۷ @ ۴:۳۶ ب.ظ پاسخ

    سلام. منم مثل بقیه درگیر یک سری از مشکلات افسردگی شدم. مشکل من از جایی شروع شد که بعد از قطع کردن ارتباطم با یک دخترخانمی دچار افسردگی شدم. به مرور زمان با انجام دادن کارهای مختلف و کلاس زبان و نقاشی تونستم افسردگی رو از خودم دور کنم و دیگه اصلا احساس شکست یا پوچی نمیکنم. اما مشکل من دقیقا اینه که بعد از بهبود یافتن افسردگیم دچار اختلال دوقطبی شدم در صورتی که قبلا اینطوری نبودم. اختلال دو قطبی من به این صورت بروز کرده که قلب تمام آدم هایی که عاشقشونمم میشکونم و هیچ ترسی از تنها موندن ندارم. بنظر شما خطرناکه؟ باید به مشاوره مراجعه کنم؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۲۱ @ ۳:۱۵ ب.ظ پاسخ

      سلام
      با وجود اینکه شما خودتون رو مشغول و سرگرم کردید اما از نظر روحی هنوز نتونستید موضوع رو کامل هضم کنید بهتر از یک مشاور کمک بگیرید.

  • blank

    zibayosefi, ۱۴۰۰-۰۹-۱۷ @ ۵:۱۳ ب.ظ پاسخ

    سلام من سال ها قبل از اینکه ازدواج کنم با پسری دوست بودم و عاشقانه میخواستمش ولی نشد و رفت من سال ها منتظرش بودم و گریه کردم توی خیالم باهاش حرف میزدم همیشه بیرون کنار خودم تصورش میکردم با همسرم به صورت سنتی ازدواج کردیم شوهرم مرد خیلی مهربان و دست و دلبازیه و هیچ چیز برای من کم نذاشته ولی من هنوز تو فکر عشق سابقم هستم سال ها از این ماجرا گذشته ولی به شوهرم که نگاه میکنم چهره ی اونو میبینم شوهرم که میره سرکار تنهایی میرم میشینم جایی که همیشه با اون مینشستیم و ساعت ها به جای خالیش خیره میشم بیشتر وقتها بدون اینکه شوهرم بفهمه با ماشین خودم میرم بیابونهای اطراف و انقدر داد میزنم گریه میکنم و خودمو نفرین میکنم بیحال میوفتم زمین حتی زمانی که باردار بودم بخاطر فشار عصبی ای که روم بود بچه ام که الان 3 سالشه وقتی ناراحت میشه خودشو میزنه و شوهرم میگه نمیدونم چرا بچمون اینجوری شده جدیدا تو فکر جدایی هستم ولی قدرت و جرات گفتنش و ندارم دلم برای بچم میسوزه از طرفیم فکر میکنم وقتی با گذشت اینهمه سال نتونستم فراموشش کنم دیگه فراموش کردنش محاله به نظرتون با شوهرم برای جدایی صحبت کنم ؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۱۱-۱۲ @ ۱۱:۵۸ ق.ظ پاسخ

      سلام دوست عزیز
      شما رابطه قبلی و ناکارامد که در آن خواسته هم نشده بودید و طرف رفته است را فراموش نکردید و پرونده آن نبسته اید و بعد وارده یک رابطه جدید شدید مشخص است که حتی اگر همسر شما فرد خوبی هم باشد به چشم شما نمیآید.رابطه‌ ی قبلی تمام شده است اما در ذهن شما زنده است و شما اجازه نمیدهید که فراموش شود. شما نیاز به درمان و اصلاح افسردگی ای که قبل از رابطه قبلی ایجاد شده است را دارید و جدایی مشکل شما را حل نمی‌کند.افکار ناکارامد خود را با کمک یک درمانگر اصلاح کنید.

  • blank

    محیا, ۱۴۰۰-۰۹-۱۸ @ ۱۲:۵۶ ب.ظ پاسخ

    سلام من خیلی افسرده شدم و احساس می کنم حتی مشاوره افسردگی هم نتونه به من کمک کنه. مشکل من اینکه یک آقاپسری به من وابسته شده و بعد از یک مدت دوستی این پسر زد توی گوش من چون اصلا نمیتووونه عصبانیتش و کنترل کنه. بعد از این ماجرا منم دیگه باهاش تموم کردم و حالا 3 سال میگذره و برای من خاستگار اومده. این آقا پسر فهمیده که من خاستگار دارم و حالا بعد از 3 سال بهم پیام داده که اگر با کسی دیگه ازدواج کنم به من آسیب میرسونه و همسر آیندمم میکشه. بنظر شما راه حلی هست برای مشکل من ؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۲۱ @ ۳:۱۰ ب.ظ پاسخ

      سلام
      شما نمی تونید با ترس زندگی کنید و یا زندگی کردن و کنار بزارید بهتر موضوع رو با یک بزرگتر و قابل اطمینان که می تونه به شما کمک کنه در میون بذارید و در صورت لزوم می تونید از مراجعه قانونی اقدام کنید.

  • blank

    hadis, ۱۴۰۰-۰۹-۲۱ @ ۳:۱۸ ب.ظ پاسخ

    عزیزم چرا می ترسی؟ آدمی که انقدر بیشعور جرات کرده شما رو بزنه بنظرم خیلی ترسو و احمق با پدر و مادرت حرف بزن موضوع رو بگو نذار فکر کنه تو ترسیدی، مگه قانون وجود نداره

  • blank

    پروانه, ۱۴۰۰-۰۹-۲۱ @ ۳:۲۸ ب.ظ پاسخ

    سلام روز بخیر ، من یه سوالی خیلی ذهنمو درگیر کرده خیلی احتیاج دارم که راهنماییم کنین من یه مدته نامزدم خیلی تودار شده و رابطش با من سرد شده ، یسری مسائل جزئی بینمون پیش اومده که هش تو قهرو آشتی هستیم مشکل من اینه که میدونم نامزدم عاشقمه و ازین بابت مطمئنم ولی باهام سرد رفتار میکنه و ادمی نیست بیاد مستقیم دلیل این رفتاراش و بگه یه وقتایی مشروب میخوره یهو میزنه زیر گریه و ابراز دلتنگی میکنه من با مادرشون در تماسم و مادرش میگه از دوریت تو عذابه و همش تو فکره میرم سمتش فاصله میگیره ولی بعدش پیامای غمگین و دلتنگی میفرسته از لحاظ خیانت کردنش مطمئنم چندباریم باهاش حرف زدم میگه نمیدونم چرا اینجوری شدم بی تفاوت بی انگیزه درون گرا به نظرتون ایشون افسردگی داره و به مشاوره نیاز داره ؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۲۳ @ ۹:۴۳ ق.ظ پاسخ

      سلام
      این که نامزد شما بی دلیل دچار ناراحتی میشن و گریه می کنند و رابطتشون هم با شما سرد شده اما همچنان به شما ابراز علاقه می کنند می تونه به خاطر افسردگی باشه اما قطعی نیست به یک مشاور بروید تا با همسر شما صحبت کنند و علت این رفتارها تشخیص داده شود.

  • blank

    ساناز, ۱۴۰۰-۰۹-۲۲ @ ۱:۲۵ ب.ظ پاسخ

    سلام من دختر 19 ساله ام و کرونا باعث افت تحصیلیم شده. و خونه موندن باعث ندیدن دوستام شده و ارتباط اجتماعیم پایین ائمده. این مسئله باعث افسردگی شده آیا راهی برای درمانش هست؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۲۳ @ ۹:۴۰ ق.ظ پاسخ

      سلام
      ایا شما به اینکه دچار افسردگی شدید مطمئنید؟ برای تشخیص این موضوع با مشاور صحبت کنید. سعی کنید از طریق تلفن با دوستان خود در ارتباط باشید و برای دوران کرونا که در خانه هستید برنامه ریزی کنید تا زمان خالی زیادی نداشته باشید.

  • blank

    mahdieh, ۱۴۰۰-۰۹-۲۲ @ ۲:۴۱ ب.ظ پاسخ

    سلام من 27 سالمه چند سال قبل توی یک تصادف شدید صورتم دچار مشکل شد و چند تا رد بخیه روی صورتمه پزشک های زیبایی هم گفتن کاری نمیتونن بکنن واسم سنم که کمتر بود و قبل این اتفاق خواستگارای زیادی داشتم ولی همه رو رد میکردم الان که 27 سالمه پدر و مادرم میگن باید ازدواج کنی خودم هم همین تصمیم و دارم هنوز هم خواستگار زیاد دارم ولی به خاطر خانوادمه که سرشناس و پولدار هستن و اینکه خودمم تحصیل کرده هستم اما این اقا پسرا تا منو مبینن منصرف میشن یا اگه هم نشن توی جلسات خواستگاری به روم میارن و جلسه کلا بهم میخوره من تقصیر خودم که نبوده این بلا سرم اومده بخاطر ی اتفاق من دیگه حق زندگی ندارم؟کاش هیچ ایینه ای وجود نداشت که با دیدن خودم اینقدر متنفر بشم …
    چه جوری میتونم صورتی که همه ی اینده و ارزوهامو داره ازم میگیره دوباره دوست داشته باشم ؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۲۳ @ ۹:۳۷ ق.ظ پاسخ

      سلام
      شما باید این این اتفاق را بپذیرد و خود را برای آن سرزنش نکنید و بر دیگر جنبه های مثبت وجودی خود تمرکز کنید تا بتوانید فردی را پیدا کنید که شما را همانگونه که هست بپذیرید

      • blank

        عسل, ۱۴۰۰-۰۹-۲۵ @ ۱۰:۵۰ ق.ظ پاسخ

        عزیزم منم بچه بودم تصادف کردم و صورتم بخیه خورد زخمش زیاد نیست. کسی که خودتو دوست داشته باشه هررر چیزی از تو رو دوست داره. شوهر من جای بخیه ها رو میبوسه و میگه تو خاصی مال منی کاری کرده که دوستشون داشته باشم. تو مشکلی نداری ادمای اطرافت مشکل دارن.

  • blank

    غلامی, ۱۴۰۰-۰۹-۲۳ @ ۱۱:۵۸ ب.ظ پاسخ

    بنظرم چون خودت اینو عیب می دونی و حس نقص داری ناخودآگاه چنین آدمایی رو جذب می کنی

  • blank

    mahsa6336, ۱۴۰۰-۰۹-۲۴ @ ۵:۱۴ ب.ظ پاسخ

    سلام ببخشید میخواستم بدونم توی مشاوره ی افسردگی در موردهای حاد دارو تجویز میشه ؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۲۸ @ ۹:۰۸ ق.ظ پاسخ

      سلام
      اگر راه درمان با دارو باشه بله که توسط پزشک تجویز میشه

  • blank

    negar, ۱۴۰۰-۰۹-۲۵ @ ۱۰:۴۳ ق.ظ پاسخ

    سلام وقتتون بخیر من خیلیی اعصبانیم و میگن نباید تو این موقعیت تصمیم گرفت اما بنظرم واقعا این زندگی دیگه فایده ای ندارده خواستم نظرتونو بدونم.
    من 2سال پیش ازدواج کردم. فامیل شوهرم فشارهای زیااادی بابت جهیزیه اوردن تو محضر مهریه رو کم کردن قول دادن خونه جدا میگیرن هیچکدومو انجام ندادن تو عروسی با کلی غرور یه سرویس خیلی سنگین رو به همممه نشون دادن و بهم هدیه دادن الما الان فهمیدم که سرویسم نقره بوده و همش بازی بوده! ما هیچ فشاری بهشون نیوردیم حتی عروسی رو تو باغ بابای من گرفتن! از شوهرم بخاطر پنهون کاریش، تلاش نکردناش واسه زندگیمون خستم. بهم بگید موندن با این ادم پشیمونی نداره!؟
    در ضمن خودمم شاغلم و فقط خریداری خونه با ایشونه.

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۲۸ @ ۹:۰۷ ق.ظ پاسخ

      سلام،
      بهتره عجله نکنید و زود تصمیم نگیرید قبل از انجام هر کاری با مشاور صحبت کنید ببینید ایشون چه نظری دارند.

  • blank

    میم . پیامنی, ۱۴۰۰-۰۹-۲۷ @ ۲:۲۷ ب.ظ پاسخ

    سلام بی زحمت میخواستم بدونم مشاوره تلفنی هم به اندازه مشاوره حضوری بازدهی داره ؟ یا مشاوره حضوری تاثیر بهتری در درمان افسردگی داره ؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۲۸ @ ۸:۵۷ ق.ظ پاسخ

      سلام
      بله مشاوره تلفنی هم می تونه تاثیر خوبی داشته باشه اگر امکان مشاوره حضوری رو ندارید مشاوره تلفنی گزینه بسیار خوبیه

  • blank

    سهیل, ۱۴۰۰-۰۹-۲۸ @ ۲:۲۶ ب.ظ پاسخ

    با سلام من دو سالی میشه کنکور دادم اما هنوزم شبا با استرس کنکور از خواب میپرم. واسه حل این مشکل باید چیکارکنم؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۳۰ @ ۳:۴۵ ب.ظ پاسخ

      سلام
      شما بعد از گذشت 2 سال شما هنوز استرس و نگرانی های اون دوران رو فراموش نکردید سعی کنید حواس خودتون رو پرت کنید از موضوع وبهتر با مشاور صحبت کنید تا کامل شما رو راهنمایی کنن.

  • blank

    mina_khorsand, ۱۴۰۰-۰۹-۲۹ @ ۱:۰۴ ب.ظ پاسخ

    سلام میشه منم راهنمایی کنید نمیدونم دیگه چیکار باید بکنم
    من با همسرم توی دانشگاه باهم اشنا شدیم و با کلی سختی باهم ازدواج کردیم همسرم از همخون اول از کارکردن واسه دیگران نفرت داشت من میرفتم داخل یک شرکت کارمیکردم و اون خیلی ناراحت بود یه مدت رفت اژانس دید ماشین خرج داره دیگه نرفت البته همونم تق و اق میرفت بعدش وانت گرفت از میدون بار ببره اونم گهگاهی میرفت همیشه ه8م از این بابت ناراحت بود و میگف شرمنده که تو کار میکنی بعدم رفت سربازی و من کارکردم پول جمع کردم و وام ازدواج اونم میدادم و محل کارمو عوض کردم و حقوقم بیشتر شد و اینم بگم من اصلا تو این مدت به خانوادم نگفتم که ایشون کار نمیکنه خانوادش چون هیچ کمکی واسه ازدواجمون نکرده بودن 70 تومن دادن گفتن توام طلاهاتو بفروش یه خونه بگیرین من طلاهامو فروختمو خونه گرفتم و باز ایشون بیکار بود یه روز داشتیم توی بازار راه میرفتیم اصرار کرد من تنهام بیا 2 تا دونه اردک بگیریم منم دلم سوخت براش خریدم ولی فرداش که از سرکار برگشتم دیدم یکی از اردکارو خفه کرده و او یکی و اعدام خودشم چند روز پشت هم گریه میکرد منم دیگه پول روانشناس نداشتم الان عادتش شده هی از من پول میگیره اردک میخره و میکشه من واقعا ترسیدم امکانش هست بخواد به منم اسیبی بزنه؟ اسم دکترم میارم وحشی میشه موندن با این ادم صلاحه؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۰۹-۳۰ @ ۳:۴۹ ب.ظ پاسخ

      سلام
      حتما به مشاور مراجعه کنید .

  • blank

    ترب کوچولو, ۱۴۰۰-۰۹-۳۰ @ ۳:۵۷ ب.ظ پاسخ

    وااااای منم همینجورم من تازه کنکور دادم توچی؟ خیلی بده همش استرس دارم بعدیادم میفته که من کنکور دادم

  • blank

    sama.h, ۱۴۰۰-۰۹-۳۰ @ ۶:۱۸ ب.ظ پاسخ

    چه خبرتووووونه ؟؟؟چه خبرتووونه؟؟

  • blank

    yaser_jalali, ۱۴۰۰-۱۰-۰۱ @ ۵:۴۲ ب.ظ پاسخ

    سلام وقت بخیر
    من شش ماهه ازدواج کردم با ی دختر 15 ساله یه ازدواج اجباری که بیشتر از من برای اون سخت بود الان احساس میکنم که توی این شش ماه افسردگی گرفته خودم اوایل خیلی باهاش کل کل و دعوا داشتم بعضی وقتام کار به کتک کاری می رسید خیلی چموشه الان بدترم شده همش میزنه تو سرم که تو باعث شدی زندگیم داغون شه همش اصرار میکنه منو طلاق بده میخوام برم پیش مامانم چند بارم فرار کرده از خونه رفته خونه پدرش بدون اینکه بهم خبر بده خیلی رفتار بچگانه ای داره الان دو هفتس فهمیدم حاملست خیلی براش سخته و همش حالش بد میشه از شدت نفرتش بهم وقتی وارد خونه میشم حالت تهوع میگیره و میگه نزدیکم نیا تو یک هفته یک بشقاب غذام نمیخوره حتی چنبار دیدم به شکمش مشت میزنه که بچه بمیره هم نگران خودشم هم بچه الان خیلی سعی میکنم باهاش خوب باشم و کمکش کنم حالش بهتر شه ولی تا نزدیکش میشم سریع جبهه میگیره میخواستم بدونم اگر من به خوب بودنم ادامه بدم حالش خوب میشه ؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۱۰-۰۷ @ ۹:۳۱ ق.ظ پاسخ

      سلام
      متاسفانه ازدواج اجباری، نداشتن درک درستی از ازدواج از سوی خانواده و همینطور شما و همسرتون تاثیر بدی بر زندگی شما گذاشته و با توج به کم بودن سن همسرتون و احساسات ایشون نسبت به شما شرایطت می تونه بدتر هم بشه، با توجه به مسائلی که گفتید حتما با مشاوره صحبت کنید شرایط رو کامل توضیح بدید تا بتونه به شما و همسرتون کمک کنه.

  • blank

    M.h.r9582, ۱۴۰۰-۱۰-۰۴ @ ۱۲:۰۷ ق.ظ پاسخ

    حالم خوب نیست اصلا خوب نیست اصلا دوست ندارم کسی و ببینم مشکلاتم از زمان فوت مادرم شروع شد با گذشت سال ها نتونستم باهاش کنار بیام از خانواده از فامیلا از دوستام شاکیم نمی تونم ببخشمشون تو شرایط سخت ولم کردن ، کسی منو نمی بینه حالم از همه کس و همه چیز بهم میخوره، دکترم رفتم براش ولی اونم نمی فهمید روزا به طرز احمقانه ای دارن میگذرن بدون هیچ لذتی بدون هیچی

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۱۰-۰۷ @ ۹:۲۷ ق.ظ پاسخ

      سلام
      از نظر روحی شما در شرایط مساعدی نیستید بهتره با یک مشاوره صحبت کنید. چون هنوز اتفاقات گذشته رو هضم نکردید و دیگران رو مسبب اتفاقات زندگیتون می دونید شما اون ها هم به بک نسبتی مقصر باشن اما علت این حال شما رو باید در جایی دیگری به دنبالش بود

  • blank

    صباوکیلی, ۱۴۰۰-۱۰-۰۵ @ ۴:۴۴ ب.ظ پاسخ

    سلام میخواستم بدونم برای کسی که راضی نمیشه بیاد مشاوره میشه خودم به جاش جلسات مشاوره رو بیام با راهنمایی و راهکارای شما توی خونه درمان بشه؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۱۰-۰۷ @ ۹:۲۲ ق.ظ پاسخ

      سلام
      در هر صورت شما باید راهی برای درمان اون فرد پیدا کنید اگر با توضیحات شما قانع نمیشن وحاضر به مراجعه به مشاوره نیستن، تنها راه موجود همینه چرا که شاید مشاور بتونه ایشون رو قانع کنه به اومدن به مشاور

  • blank

    hadis, ۱۴۰۰-۱۰-۰۶ @ ۲:۲۳ ب.ظ پاسخ

    اومدم یه سوال بپرسم یکساعته دارم کامنتارو میخونم سرگرمی جدید پیدا کردم مرررسی

  • blank

    سیما, ۱۴۰۰-۱۰-۰۸ @ ۸:۵۷ ق.ظ پاسخ

    سلام من متن شما رو خوندم واقعا کاملو خوب بود فقط یک چیزی که میخواستم ازتون سوال کنم یکی از اشناهای من به دلیل مشکلات زندگی زناشوییش خیلی روحیه بدی داره البته شاغلن و کار می کن درسته که روحیش بده اما من چون خیلی بهش نزدیکم می دونم با حرف زدنم با شوهرش و تصمیم به تغییر هر دوتاشون می تونن زندگی خوبی باهم داشته باشن ایشون فکر کرد افسرده شده و چند وقت قبل رفت پیش مساوره افسردگی به ایشون دارو دادن اولش خورد بعدش نه راستش تعجب کردم چطور تو یک جلسه براش دارو نوشته آخه حالش طوریه که میشه با تغییر زندگیش بهتر بشه سوال اینه الان حرف من وکارایشون که داروهاشو نمی خوره اشتباه؟؟؟ ولی الان حالش بدتر نشده اصلا

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۱۰-۱۳ @ ۳:۳۴ ب.ظ پاسخ

      سلام به شما
      اگر پزشک تشخیص به مصرف دارو برای بهبود بیماری و رابطه ایشون دادند حتما درسته اما اگر شک دارند بهتر است موضوع را با یک مشاور دیگر هم مطرح کنند.

  • blank

    Razi69, ۱۴۰۰-۱۰-۱۱ @ ۵:۱۲ ب.ظ پاسخ

    سیمین جان دوستان بهت می گم که شروع کن من مثل شما بودم خداروشکر الان که کار می کنم حالم خوب شده

  • blank

    الهه, ۱۴۰۰-۱۰-۱۲ @ ۷:۰۵ ب.ظ پاسخ

    سلام
    من دخترم نزدیک چند ماه خیلی اروم شده، بیشتر تنها بازی می کنه حتی وقتی دوستاش پیششن، قبلا خیلی شلوغ بود راستش نگرانشم، ماتو خونه دعوا و بحث نداریم والا روحیمون خوبه یعنی ممکنه افسردگی داشته باشه می ترسم بریم مشاور

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۱۰-۱۳ @ ۳:۲۹ ب.ظ پاسخ

      سلام خدمت شما
      با توجه به گفت های شما امکان نظر قطعی وجود ندارد و نمی توان با اکتفا کردن به صحبت های شما تشخیص به بیماری داد، اصلا جای ترس و نگرانی نیست از طریق راه های ارتباطی موجود در سایت با مشاوران افسردگی تماس بگیرید تا راهنمای شما باشند.

  • blank

    مونا, ۱۴۰۰-۱۰-۱۳ @ ۳:۳۸ ب.ظ پاسخ

    من هم دچار این مشکل بودم متاسفانه اما به لطف خدا، همراهی همسرمهربون و جلسات مشاوره حل شد ، انشالا مشکل شما هم هرچه سریعتر حل بشه

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۱۰-۱۷ @ ۷:۴۸ ب.ظ پاسخ

      سلام
      خداروشکر که سلامتید

  • blank

    مروارید, ۱۴۰۰-۱۰-۱۳ @ ۳:۴۷ ب.ظ پاسخ

    سلام وقت بخیر
    من خیلی دوست دارم تنها باشم. با گوشیم از صبح تا شب، شب تا دیروقت تو فضای مجازی باشم. دلم نمیخواد بیرون برم حوصله دوستامو هم ندارم بنظرتون افسرده شدم؟ اخه مشکلی هم ندارم فقط دلم نمیخواد با کسی حرف بزنم.

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۱۰-۱۷ @ ۷:۴۷ ب.ظ پاسخ

      سلام به شما دوست عزیز

      این که شما به افسردگی دچار هستید و یا خیر بر اساس گفته هاتون امکان نداره بهتره با مشاور صحبت کنید تا تشخیص بهتری داده بشه

  • blank

    طنازغلامی نژاد, ۱۴۰۰-۱۰-۱۴ @ ۱۱:۰۶ ق.ظ پاسخ

    ادم کامنتارو میخونه از زندگی سیر میشه مگه الان تو ایران کسیم هست که افسرده نباشه؟هممون مشاوره لازمیم

  • blank

    شهروز, ۱۴۰۰-۱۰-۱۷ @ ۸:۰۴ ب.ظ پاسخ

    سلام من چند سال قبل از همسرم جدا شدم زمانی جدایی یک پسر کوچیک داشتیم که با من زندگی می کنه این روزها بشدت خستم به عقب که نگاه می کنم انگار ی عمر گذشته چقدر صبح ها زود بیدار می شدم پسرم رو می بردم پیش خانوادم تا برگشت از کار ، می بردمش کلاس، کارای خودم کارهای خونه و پسرم این روزها خیلی خستم اونقدر که دوست دارم ی مدت طولانی تنها باشم حس می کنم زندگی داره سخت تر میشه این حجم از مشغولی ذهن بدون استراحت با ی بچه درگیر مهد و تربیتش و بازی کردن باهاش الان دارم کم میارم دیگه نمی دونم با زندگی و این پسر شلوغ و پرانرژی چیکار کنم
    اصلا نمی خوام کسی رو ببینم از خودم و همه خستم خسته

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۱۰-۲۰ @ ۶:۱۱ ب.ظ پاسخ

      سلام به شما
      انجام این حجم از کارها مختلف بدون استراحت و تنها بودن در رسیدگی به امور فرزندتان انرژی زیادی از شما گرفته است و از نظر روحی باعث خستگی شما شده است و از گفته های شما پیداست که زمان چندانی را به استراحت و ارامش خود اختصاص نمی دهید بهتر است در این موارد با یک مشاور صحبت کنید.

  • blank

    mehdi, ۱۴۰۰-۱۰-۱۸ @ ۱۰:۱۳ ق.ظ پاسخ

    سلام
    بنظر من همه افسردگی دارن، افسردگی که ناشی از تحمل فشارهای زیاد هست فشارهای مالی؛ احساسی، جامعه، نرسیدن به خواسته ها و آرزوها وخیلی چیزای دیگه هممون رو داره از داخل داغون می کنه شاید آخرین باری که بی دغدغه خندیدم و زندگی کردیم یادمون نباشه البته ی بخشیش هم بنظر به دنیای مجازی برمی گرده ادم همش حس می کنن عقبه باید فلان چیزیو داشته باشه تا خوشحال باشه من بشدن ی تایمی افسرده بودم اما دیدم نه دل پایان دادن به زندگی رو دارم نه می تونم اینطوری زندگی کنم سعی کردم زندگی رو عوض کنم بنظرم هنوز قسمت های خوب زندگیم شروع نشدن

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۱۰-۲۰ @ ۶:۱۵ ب.ظ پاسخ

      حق باشماست دوست عزیز هنوز قسمت های خوب زندگی مانده است، موفق باشید

  • blank

    radin, ۱۴۰۰-۱۰-۲۰ @ ۶:۳۷ ب.ظ پاسخ

    سلام ممنون میشم اگر شما و دوستانی که مشکل منو دارن راهنمایی کنند

    راستش من فکر می کنم از دوران راهنمایی دچار افسردگی شدم اما الان که فکر می کنم اون موقع نه خودم نه اطرافیانم متوجه این موضوع نبودن این موضوع ادامه داشت تا دوران دانشگاه و حتی بعد از اون تو محیط کار الان یک تایمی که بیکار هم شدم و همین باعث شده تا تشدید بشه خیلی گوشه گیر شدم خودمو کم ارزش می دونم حس می کنم بی هدفم واقعا برای آینده برنامه ای ندارم چیکار کنم که بهتر بشم؟ راهی هست؟ قشنگ حس می کنم مرده ی متحرکم

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۱۰-۲۳ @ ۳:۰۴ ب.ظ پاسخ

      سلام خدمت شما
      ابتدا بهتر است برای تشخیص قطعی به مشاوره افسردگی مراجعه کنید تا از این بابت مطمئن شوید، شما در زمانی دچار این احساس شده اید که در اوج نوجوانی و احساسات بوده اید، بهتر است با یک مشاور صحبت کنید تا کاملا این موضوع را ریشه یابی و درمان کند، پیشنهاد می کنیم به دنبال علایق خود بروید و انجام کاری را در برنامه خود قرار دهید اما حتما به مشاور مراجعه کنید تا مانع از پشروی آن شود.
      روزهای خوبی را برایتان آرزومندیم.

  • blank

    shapur, ۱۴۰۰-۱۰-۲۲ @ ۳:۴۴ ب.ظ پاسخ

    بعد از فوت همسرم زندگیم کاملا زیر رو شد حوصله هیچ کس و هیچ چیز رو ندارم دست از خودم شستم موندم چه کنم با زندگیم بدون اون ادامه زندگی برام سخته ،تو همون ماه های اول تمام مدارک و گوشی تلفن همراهم رو گم کردم الان یک و سال چندماه میگذره ولی من آروم نشدم حالم بده چطور از این احساس خلاص بشم

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۱۰-۲۳ @ ۳:۰۰ ب.ظ پاسخ

      سلام
      ناراحتی و به یاد همسر بودن در سال های ابتدایی عمری طبیعی است بخصوص در چند ماه اول که فرد هنوز جایگاه خود را موقعیت جدید پیدا نکرده و تاحدودی نتوانسته شرایط جدید را بپذیرد،ما به شما پیشنهاد می کنیم در مورد نگرانی ها، ناراحتی، غصه و سایر احساسات خود صحبت کنید با فردی امین و راهگشا از نزدیکان و یا کمک گرفتن از یک راهنما.
      برای شما حال خوب آرزومندیم

  • blank

    shayaan43, ۱۴۰۰-۱۰-۲۳ @ ۳:۰۹ ب.ظ پاسخ

    سلم، من فکر می کنم از نظر جنسی دچار افسردگی شدم خیلی حس بدیه، حالم بده چیکار کنم؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۱۰-۲۵ @ ۱۱:۵۹ ق.ظ پاسخ

      سلام
      مورد اول اینکه آیا شما نشانه های افسردگی جنس را دارید؟ این تشخیص شما ست یا پزشک؟ برای تشخیص درست به یک مشاور مراجعه کنید و حتما یک چکاب کامل بدهید تا از سلامت بدنی خود مطمئن شوید اگر دچار افسردگی جنسی شده اید جای نگرانی نیست چرا که قابل درمان است. در این زمینه سریعتر اقدام کنید.

  • blank

    sj.movahed, ۱۴۰۰-۱۰-۲۵ @ ۱۲:۲۹ ب.ظ پاسخ

    ممکنه به خاطر مریضی چیزی باشه من خودم مریض بودم نمیدونستم بخاطر اون به مشکلای جنس خورده بودم

  • blank

    رها, ۱۴۰۰-۱۱-۰۴ @ ۱۰:۰۵ ق.ظ پاسخ

    وقتی آدم جوان و بعد چنین مشکلی براش رخ میده که باید به تنهایی زندگی رو اداره کنه خیلی سخته امیدوارم روزهای آروم و خوب زندگی تون سریعتر شروع بشن

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۱۱-۱۱ @ ۱۲:۳۵ ب.ظ پاسخ

      ممنون از اینکه نظرتون رو با ما به اشتراک گذاشتید

  • blank

    ماندانا, ۱۴۰۰-۱۱-۱۲ @ ۹:۲۴ ق.ظ پاسخ

    من به تازگی سقط جنین 8 هفته ای داشتم و شوهرم اصلا منو حمایت نمیکنه، کلا درکم نمیکنه و شرایط منو نمیفهمه. همین قضیه باعث شده احساس انزوا و افسردگی شدید داشته باشم. مشاوره افسردگی میتونه بهم کمک کنه؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۱۲-۰۳ @ ۱۰:۴۲ ق.ظ پاسخ

      سلام دوست عزیز
      بله حتما .
      افسردگی بعد از سقط به مراتب بیشتر از افسردگی بعد از زایمان است چون احساس گناه و بی کفایتی هم در فرد وجود دارد
      حتما افکار منفی و آشفتگی ذهنی خود رابا مشاوران روانشناسی مطرح کنید و راهکارهای اعتماد به خود و مثبت اندیشی را فراگیرید

  • blank

    بنفشه, ۱۴۰۰-۱۱-۱۲ @ ۱۲:۱۷ ب.ظ پاسخ

    سلام ، من می خواستم بدونم زن خانه داری که دچار افسردگی شده رو چطور میشه از افسردگی دراورد البته این افسردگی بخاطر حجم بالای کارها هست و اینکه گاهی میگه من هرکاری میکنم انگار نه انگار ادمم و گاهی ناراحته و میگه خستم بعد اخلاق میشه وباکسی حرف نمی زنه

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۱۲-۰۳ @ ۱۰:۴۱ ق.ظ پاسخ

      سلام دوست عزیز
      درمان افسردگی با توجه به شرایط و ویژگی های هر فرد متفاوت است و حس خشم و پرخاشگری انزوا و بی ارزش بودنه خود و لذت نبردن و ندیدنه مثبت ها وجود دارد.حتما با مشاوران روانشناس صحبت کنند و راهکارها و مهارت‌های مقابله ای کارآمد را بیاموزند. افسردگی هم رفتاری هم با تنظیم گیرندهای مغز قابل درمان است.

  • blank

    ستایش, ۱۴۰۰-۱۱-۱۷ @ ۹:۵۷ ب.ظ پاسخ

    سلام من گاهی دچار حس بدی نسبت به خودم میشم حس بی عرضگی این که اجازه میدم بقیه حقم رو بخورن، اینکه سر موضوعات مالی کوتاه میام، اینکه کارهای کوچیک بقیه رو می بینم اما کارهایی که خودم برای اون افرادمی کنم رو نمی بینم به خاطر همین با وجود کار زیاد اصلا از لحاظ مالی موفق نیستم اگه ی روز سر کار نرم لنگ می مونم اصلا هم آدم ولخرجی نیستم که بگم پول بابت تفریح و رستوران و… میدم نمیدونم چیکار کنم لطفا کمکم کنید حالم بده بابت این موضوع

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۱۲-۰۳ @ ۱۰:۳۹ ق.ظ پاسخ

      سلام دوست عزیز
      این احساس بی ارزشی و نداشتن توانایی و از همه مهم تر ارزش ندادن به خود و نداشتن اعتماد به توانایی ها و ندیدن توانایی ها (عزت نفس.اعتماد به نفس ) و نداشتن مهارت‌های حل مسائل باید توسط روانشناس بررسی و ریشه یابی شود و با توجه به شرایط شما راهکارهای مناسب ارائه شود.حتما حضوری و تلفنی مشکل خود را درمیان بگذارید.

  • blank

    شادی, ۱۴۰۰-۱۱-۱۹ @ ۴:۲۰ ب.ظ پاسخ

    برادرمن بیکاره و دچار افسردگی شده چیکار کنیم بهر بشه؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۱۲-۰۳ @ ۱۰:۳۸ ق.ظ پاسخ

      سلام
      مشکل افسردگی برادر شما حتما بررسی ریشه ای شود .تنها بیکاری نمیتواند افسردگی ایجاد کند بلکه زمینه وجود داشته که این مسئله روشن شده است ‌.روی مهارت‌ها و کارایی و ارزشمندی فرد و کنار گذاشتن افکار منفی کارشود و اینها حتما توسط مشاوره و جلسات با روانشناس قابل درمان است.

  • blank

    سلیمه, ۱۴۰۰-۱۱-۲۵ @ ۳:۱۹ ب.ظ پاسخ

    سلام آیاممکنه افسردگی بعد از زایمان درمان نشه یا مثلا چند سالی طول بکشه البته اگر اون ادم قبلا سابق افسردگی نداشته باشه و الان افسرده شده باشه منظورمه

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۱۲-۰۳ @ ۱۰:۳۷ ق.ظ پاسخ

      سلام
      بله افسردگی در صورت درمان نشدن دارویی و رفتاری ماندگاری پیدا می‌کند و افسردگی با عنوان سرماخوردگی روان شهرت دارد باهر اتفاقی دوباره بر می‌گردد پس بهتر است با درمان از عود مجدد و با کسب مهارت‌های رفتاری و تغییر سبک زندگی و مشاوره با متخصصین هم کارایی فرد افزایش پیدا کند و هم درمان شود و از اختلالات وابسته بعدی مثل وسواس و اضطراب هم جلوگیری شود.

  • blank

    مرتضی کریمی منش, ۱۴۰۰-۱۱-۲۶ @ ۹:۱۳ ق.ظ پاسخ

    دوستان شاید بهتره یکم از دنیای خیلیا و اینستاگرام و شبکه های اجتماعی بیام بیرون و حقیقت زندگی رو ببینیم این که مشکل و مریضی و مسائل اجتماعی و ازدست دادن عزیزان و هرچیز دیگه ای بین همه ما انسان ها مشترک و ما نباید به خاطر چیزهایی که ما در اون نقشی نداریم یا تلاش کردیم اما بدستش نیاوردیم ناراحت و افسرده بشیم به نظر دلیل خیلی از افسردگی ها بویژه بین جوان ها اینه که حاضر به پذیرش حقیقت فعلی نیستیم و با اون کنار نمیایم

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۱۲-۰۳ @ ۱۰:۳۵ ق.ظ پاسخ

      سلام دوست عزیز
      بله غرق شدن در فضاهای غیر واقعی یکی از علت‌های افسردگی به شما میرود ولی ذهن بعضی این کار را میکنی و بعضی نه چرا!!!؟؟
      این به مهارت‌های اجتماعی و رفتاری و پیام آورهای شیمیایی و خلق و خوی هر فرد نیز تاثیر گزار است.افسردگی بیماری چند جانبه ای هست که باید چند جهت را در درمان در نظر گرفت.

  • blank

    sanaz, ۱۴۰۰-۱۲-۰۲ @ ۹:۲۳ ق.ظ پاسخ

    سلام من دختری 20 ساله هستم که دچار افسردگی شدم چندین جلسه نزدیک 15 جلسه مشاوره رفتم اما بهبودی حاصل نشد چیکار کنم؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۱۲-۰۳ @ ۱۰:۳۴ ق.ظ پاسخ

      سلام دوست عزیز
      افسردگی بیماری چند جانبه ای هست فقط مشاور به تنهایی بدونه کمک شما و تنظیم دارویی و نرون های مغزی نمیتواند کارساز باشد.باید توانایی هایی در مغز و رفتار و سبک زندگی شما ایجاد شود. احتمالا فقط رفته اید مشاوره و هیچ تلاشی برای تغییر انجام نشده است .بیماری مزمن افسردگی نیاز به صبر و تلاش و حمله با قدرت دارد. با مشاوران ما مشورت کنید و تلاش راادامه دهید

  • blank

    کیمیا, ۱۴۰۰-۱۲-۰۸ @ ۲:۳۵ ب.ظ پاسخ

    سلام من حس بدی درامم فکر می کنم از زندگی عقب افتادم هنوز نتونستم توی کار یا مسائل شخصیم به جایی که دوست دارم برسم نه تنوستم ادم مورد علاقمو پیدا کنم نتونستم به ثبات مالی برسم برعکس همه دوستام با اینکه تو کار واقعا تلاش می کنم نمیدونم چیکار کنم بنظرم من دارم راهمو درست میره

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۱۲-۱۴ @ ۹:۰۳ ق.ظ پاسخ

      سلام دوست عزیز
      فقط تلاش نیست بلکه روش و راه درست و افکاره خوب و درست و کارهایی که به توانایی فرد جور هست بیشتر موثر است .مثلا من استعداد و مهارت خیاطی ندارم و برم بخوام مانتو بدوزم خوب شکست میخورم و میگم چقدر من بدشانسم همه جلورفتن ومن نتونستم .هر جایی اشکال رو بفهمید و درست جلو بروید و مداوم و تدریجی میشه پیشرفت کرد.با مشاوران حتی تلفنی راهکار و مشورت بگیرید‌.

  • blank

    سینا, ۱۴۰۰-۱۲-۰۸ @ ۲:۵۵ ب.ظ پاسخ

    من اگر نخوام بیام مشاوره حضوری با تلفن فکر می کنین مشکلم حل بشه؟؟؟؟؟

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۱۲-۱۶ @ ۱۱:۲۰ ب.ظ پاسخ

      سلام بله مشاوره تلفنی و آنلاین هم می تواند موثر باشد با مشاوران ما صحبت کنید.

  • blank

    موسوی, ۱۴۰۰-۱۲-۱۲ @ ۱۱:۳۶ ق.ظ پاسخ

    شما تو حوزه افسردگی نوجوانان هم کار می کنید؟ پسرم تو دوره بلوغه، رفتارهایی می بینیم ازش که من و مادرش رو نگران کرده چطور مطمئن بشیم؟ لطفا راهنمایی کنید

    • blank

      هما مشاور, ۱۴۰۰-۱۲-۱۶ @ ۱۱:۱۹ ب.ظ پاسخ

      سلام دوست عزیز
      افسردگی همانطور که ذکر کردیم چند عاملی و چند فاکتوری هست در نوجوانی به علت تغییرات هورمونی فاکتورها بیشتر می‌شود. جنبه تغییرات فکری و باوری هم در نظر بگیرید که هم جسم هم روان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. مشاوره تلفنی و آنلاین واتساپ می‌تواند راهگشا باشد و از کمک های متخصصین بهرمند شوید .بررسی همه جانبه و راهکار با شرایط شما در نظر گرفته شود.حتما در تماس باشید

  • blank

    شکور, ۱۴۰۰-۱۲-۱۴ @ ۹:۲۸ ق.ظ پاسخ

    سلام، من یکسری مشکلات دارم که هر چی فکر می کنم می بینم ریشش برمیگرده به کودکیم و نوع تربیتم، مادرم همیشه ناراحت بود از اینکه زحمت و کارهاش دیده نمیشه پدرم همیشه روی ادب و احترام حساس بود و هردو همیشه میگن به هرچی دارید قانع باشید الان بزرگ شدیم اما تربیت و رفتارهای اشتباهشون خیلی مارو داغون کرده هرچی سعی و تلاش می کنم که عوض بشم از این وضع نجات پیدا کنم نمیشه مثلا ترسو هستم اهل ریسک نیستم اهل هیچی نیستم ، خجالتیم بخصوص تو بحث کار و درآمد، همه اعتماد به نفس و عزتم رو گرفتن هر چی سعی می کنم درست بشم خودممو ببینم دوست داشته باشم نمیشه زود ناامید خسته و کلافه میشم چیکار کنم ؟ سعی می کنم با کتاب و پادکست اوضاع را خوب کنم اما یک چیزایی ریشه ای نمیشه خیل خستم فکر کنم بهترین سال های زندگیم رو هدر دادم

    • blank

      تحریریه هما مشاور, ۱۴۰۰-۱۲-۲۲ @ ۸:۴۸ ب.ظ پاسخ

      سلام دوست عزیز
      شما قبل از اینکه بخواهید هر اقدامی انجام دهید ابتدا نحوه فکر خود را تغییر دهید شما نمی‌توانید خوب تصمیم بگیرید و جسارت ندارید و باورهای اشتباه را می‌پذیرید و تمام ناملایمات را پذیرفته و فقط شکایت میکنید و هیچ فکری برای درآمدن از این اوضاع نمی‌کنید.تغییرات یک دفعه و یک شبه نیست و از کم شروع کنید و جسارت داشته باشید.خیلی از افراد گذشته خوبی نداشته اند و دلیل نمی‌شود که آینده خوبی نداشته باشند شما از باورهای قدیمی و اشتباه و تکرار آن یتدریج با رفتارهای درست خارج شوید ار کمک متخصصین و راهکارها استفاده کنید.

  • blank

    Javad, ۱۴۰۰-۱۲-۱۶ @ ۱۱:۲۷ ب.ظ پاسخ

    من هم 2 فرزند دارم که فرزند بزرگم تو دوره بلوغ خیلی تغییرات داشت رفتارهای نوسانی داشت خیلی نگران بودیم اما مورد خاصی نبود یعنی با مشاورش حرف زدیم توجیه همون کرد که مربوط به این دوره هست و حل میشه

  • blank

    سعیده, ۱۴۰۰-۱۲-۱۸ @ ۸:۵۹ ق.ظ پاسخ

    من وقتی کارمو انجام میدم و دور برم خلوت میشه بخصوص موقع خواب که ذهنم از مسائل آزاد میشه یکدفعه با یک شعر، ی آهنگ یا فیلم با یک پیام بهم می ریزم ناراحت میشم حس تنهایی پیدا می کنم البت الان سریع از خودم می پرسم چرا اینطوری شدم و زود خودمو جمع می کنم و حالم خوب میشه حالا نمیدونم این افسردگی یا ی اختلال دیگس

    • blank

      تحریریه هما مشاور, ۱۴۰۰-۱۲-۲۲ @ ۸:۴۴ ب.ظ پاسخ

      سلام دوست عزیز
      مشکل افسردگی چندین علامت دارد که احساس تنهایی و دلگیری یکی از این علائم است و اینکه شما توانایی مقابله دارید ارزشمنده. برای بهتر شدن و آموزش راهکارهای بهتر که این حالت ایجاد نشود با متخصصین روانشناس صحبت کنید.

  • blank

    بیژن, ۱۴۰۰-۱۲-۲۴ @ ۲:۳۳ ب.ظ پاسخ

    سلام من زمانی که دور و برم خلوت میشه و احساس تنهایی میکنم کاملا حس افسردگی بهم دست میده بعد از اون حتی شلوغ شدن دورم و آهنگ و هر چیز دیگه ای هم نمیتونه حالمو خوب کنه بهترین راه برای دور شدن از این حس چیه؟ ممنون

    • blank

      تحریریه هما مشاور, ۱۴۰۱-۰۱-۲۷ @ ۱۱:۵۲ ق.ظ پاسخ

      سلام عزیزم
      شما یکی از علائم بیماری افسردگی را داریدفقط در جمع بودن راهکار نیست شما مهارت‌های رفتاری دیگر مانند خود ارزشمندی،سرگرم کردن خود،افکار مثبت و استفاده از مهارت‌ها و خوش بود با ابزار کوچک را و ……بیاموزید حتما با مشاوره و درمان علت زمینه ایی این ناخوشی زندگی شاد را تجربه کنید

  • blank

    مجتبی, ۱۴۰۱-۰۱-۲۱ @ ۱۲:۲۷ ق.ظ پاسخ

    من 33 هستم و کسی رو دوست دارم که میدونم به هم نمی خوریم منطقا بعدا به مشکل می خوریم سعی می کنم این حقیقت و بپذیرم ولی مشکل اینجاس نمی تونم به کسی فکر کنم(الان چند سالی هست) نمی دونم چیکار کنم در این مورد فکر می کنم افسرده شدم نمی تونم فراموش کنم، میدونم دارم روزهای خوب زندگیمو از دست میدم سعی می کنم با یک نفر ارتباط بگیرم اما ادم مناسبم رو پیدا نمی کنم خواهشا راهنماییم کنید نمی خوام زندگیمو از دست بدم شاید اون آدم سهم من نیست.

    • blank

      تحریریه هما مشاور, ۱۴۰۱-۰۱-۳۰ @ ۵:۱۶ ب.ظ پاسخ

      سلام دوست عزیز
      شما هنوز فکر خود را قانع نکرده اید و بین منطق و احساس درگیرید
      خاطرات و تصورات را مرور میکنید و نمیتوانید از این گرداب راحت شوید شرایط آشنایی و اجتماعی شدن خود را بیشتر فراهم کنید و باورها و ارزش‌های خود را منطقی و در سطح نرمال نه سطح کمال‌گرایانه قرار دهید و سازشهای اولیه و البته تغیرات انعطاف پذیری برای خود و اطرافیان جهت آشنایی قائل شوید هر کسی را با او مقایسه نکنید و ارزش‌های خود را نوسازی کنید در گذشته و افکار قبلی نمانید و برای خود فضای جدید و مهارت‌های نو خلق کنید برای کسب مهارت‌های رفتاری جدید با مشاوران گفتگو کنید رهایی سخت ولی قابل اجراست آدم مناسب شوید تا انسان مناسب پیدا کنید نقص های خود را برطرف کنید و در گذشته سیر نکنید.
      موفق باشید

  • blank

    منا, ۱۴۰۱-۰۱-۲۱ @ ۱۲:۳۰ ق.ظ پاسخ

    من و همسرم نزدیک 6 ماه هست که از هم جدا شدیم ویک فرزند 5 ساله دختر داریم که با من زندگی میکنه از وقتی که از همسرم جدا شدم با اینکه دخترم مرتب میره و پدرش رو می بینه و سعی کردیم با کمترین دعوا و مرافعه جدا بشیم تا دخترمون اذیت نشه با این وجود دخترم به شدت گوشه گیر شده و نگرانش هستم نمیدونم باید چیکار کنم چطور کمکش کنم ماجرا رو درک کنه، اصلا نمیدونم گوشه گیرش فقط به خاطر این ماجراست یا نه

    • blank

      تحریریه هما مشاور, ۱۴۰۱-۰۱-۳۰ @ ۵:۱۳ ب.ظ پاسخ

      سلام عزیزم
      خیلی خوب است که دعوا و مشاجره نمی‌کنید زمان می‌خواهد تا دخترتان با موضوع کنار بیاید شما و پدرش جلوی او بدگویی نکنید و البته نگویید که چقدر شرایط سخت هست و به او بگویید که همیشه هردوی شما را خواهد داشت و هردو تمام تلاشتان را میکنید.
      امنیت خاطر در شکل گیری شخصیت او بسیار مهم است حتما از مشاوره حضوری با روانشناس و حل کردن افسردگی فعلی کمک بگیرید کارهایی برای فراغت و لذت او ایجاد کنید با مشاوره اطمینان بیشتر کسب می‌کند.
      موفق باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Buttonتماس با مشاور